تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
دژهاى خويش فرود آمدند تا به موصل روند . سپاه عضد الدوله بر آن قلعه‌ها مستولى شد . و با آنكه كردان را امان داده بود سردار سپاه بر آنان غدر كرد و همه را بكشت . در نواحى جبل قلعه‌اى بود [ به نام سنده ] از آن ابو عبد اللّه المرى و چند قلعهء ديگر كه در آنها خانه‌هايى نفيس بود . اين ابو عبد اللّه از خاندانى قديم بود . عضد الدوله او و فرزندانش را بگرفت و در بند كشيد و آن قلعه در قبضهء تسخير آورد . سالها بعد صاحب بن عباد آنان را از زندان آزاد كرد و پسرش ابو طاهر را به كار گمارد و دبير خويش گردانيد . زيرا هم بيان زيبا داشت و هم خط خوش .

وفات عضد الدوله و پادشاهى پسرش صمصام الدوله

عضد الدوله در هشتم ماه شوال سال 372 پس از پنج سال و نيم حكومت بر عراق بمرد و پسرش صمصام الدوله ابو كاليجار مرزبان به مجلس عزاى پدر نشست . خليفه الطائع للّه به تعزيت او آمد . عضد الدوله مردى بود با همتى بلند و مهيب و با سياستى نيكو و رأيى ثافب . فضايل و اهل فضايل را دوست مىداشت . كثير الصدقه و بخشنده بود . و همواره مالى در اختيار قضاة مىنهاد تا آن را به مستحقان بذل كنند . علم و علما را گرامى مىداشت و آنان را به خود نزديك مىنمود و در حقشان نيكى مىفرمود . با آنان در مجالس مناظره مىنشست . از اين رو از اكناف علما به درگاه او روى آوردند و به نام او كتابها تصنيف كردند چون : الايضاح در نحو و الحجه در قراآت و الملكى در طب و التاجى [ 1 ] در تاريخ . همچنين بيمارستانها بنا كرد و پلها ساخت . در [ اواخر ] ايام او رسم بر آن شد كه از فروش چارپايان ماليات بگيرند و از بعضى حرفه‌ها ممانعت ورزيد و آنان را در انحصار دولت در آورد . چون عضد الدوله چشم از جهان فرو بست سرداران و امرا پسرش ابو كاليجار مرزبان را به جاى او به پادشاهى برداشتند و او را صمصام الدوله لقب دادند . صمصام الدوله برادران خود ابو الحسين [ 2 ] احمد و ابو طاهر [ 3 ] فيروزشاه را خلعت بخشيد و فارس را به اقطاع ايشان داد و به فارس فرستاد .

استيلاى شرف الدولة بن عضد الدوله بر فارس

شرف الدوله ابو الفوارس شيرزيل [ 4 ] را پدرش عضد الدوله پيش از وفاتش امارت كرمان داد و او را به كرمان فرستاده بود . چون خبر مرگ پدر شنيد به فارس راند و آنجا را در تصرف آورد و نصر بن هارون نصرانى وزير پدرش را در بند آورد ، زيرا در ايام پدر با او بد
هامش
[ ( 1 ) ] متن : التاخى [ ( 2 ) ] متن : ابو الحسن [ ( 3 ) ] متن : ابو ظاهر [ ( 4 ) ] متن : شيرزيك .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 658 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى