دست او بود تا آن هنگام كه بمرد و به پسرش حسن بن زيد بن محمد بن زيد رسيد .
آشكار شدن اطروش العلوى و تصرف او طبرستان را
اين اطروش از فرزندان عمر بن زين العابدين است . از اين خاندان بود داعى طالقان در ايام معتصم . ما از آن ياد كرديم .
نام اطروش حسن بن على بن الحسين بن على بن عمر بن على بن الحسين زين العابدين است . پس از كشته شدن محمد بن زيد به ديلم رفت و سيزده سال در آنجا بماند . و مردم را به اسلام دعوت كرد و از آنان عشريه مىگرفت و در برابر پادشاهشان پسر جستان [ 1 ] از آنان دفاع مىكرد . جماعت كثيرى از ديلم به دست او اسلام آوردند و گرد او را گرفتند . اطروش در بلاد ديلم چند مسجد بساخت و مردم را به كيش زيدى فرا خواند آنان نيز آن كيش را پذيرفتند . آنگاه از آنان خواست تا با او به طبرستان حمله برند . عامل طبرستان در اين روزگار عبد اللّه بن محمد بن نوح [ 2 ] بود از سوى احمد بن اسماعيل سامانى . عبد اللّه بن محمد بن نوح مردى نيكوكار بود و بر رعايا مشفق ، از اين رو مردم ديلم اطروش را اجابت نكردند كه بر او عاصى شوند . در اين احوال امير سامانى عبد اللّه بن محمد بن نوح را از طبرستان عزل كرد و ديگرى را به جاى او فرستاد . اين مرد سيرت بد خويش آشكار كرد و بر مردم سخت گرفت ، اين بود كه بار ديگر ابن نوح به امارت سرزمين ديلم منصوب گرديد ، ولى ابن نوح پس از چندى بمرد .
پس از مرگ او ابو العباس محمد بن ابراهيم صعلوك امارت ديلم يافت . او نيز مردى بد سيرت بود و رؤساى ديلم را از نظر بيفكند . در اين حال حسن الاطروش مردم ديلم را فرا خواند كه بر او خروج كنند . آنان نيز پذيرا آمدند . صعلوك به مقابله برخاست و در يك منزلى سالوس ( چالوس ) دو گروه به يك ديگر رسيدند . صعلوك به هزيمت شد و از سپاهيانش نزديك به چهار هزار تن كشته شدند . اطروش بقيه سپاه او را به محاصره افكند تا امان خواستند و امانشان داد و به آمل فرود آمد . چون اطروش برفت داماد او حسن بن القاسم معروف به الداعى العلوى بيامد [ و بدين عنوان كه او آنان را امان نداده و تعهدى نكرده ] [ 3 ] همه را به قتل آورد . نسب او چنين است : حسن بن القاسم بن على بن عبد الرحمان بن القاسم بن محمد البطحانى بن القاسم بن الحسن بن زيد . و اين حسن بن زيد همان است كه والى مدينه بود و ما از او سخن گفتيم .
اطروش بر طبرستان مستولى شد . او را الناصر لقب دادند . اين واقعه در سال 301
هامش
[ ( 1 ) ] متن : حسان .
[ ( 2 ) ] متن : محمد بن نوح .
[ ( 3 ) ] عبارت متن ناقص بود از ابن اثير تكميل شد .