تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
آنان مصاف داد و لشكرگاهشان را به غنيمت گرفت . خوارزمشاه به ديار خود باز گرديد . آنگاه نزد غياث الدين پيام فرستاد و خواستار صلح گرديد . غياث الدين پاسخ را به وسيلهء اميرى بزرگ از امراى غورى نزد او فرستاد . اين امير حسين [ 1 ] بن محمد المرغنى نام داشت . خوارزمشاه رسول را بگرفت و به زندان كرد . مرغن از ديه‌هاى غور است .

محاصرهء هرات

چون علاء الدين محمد خوارزمشاه به غياث الدين غورى پيشنهاد صلح داد و حسين بن - محمد المرغنى از سوى غياث الدين براى عقد معاهدات به نزد او رفت ، خوارزمشاه كه نشانه‌هاى دروغگويى و ظاهر سازى در رسالت او ديد فرمان داد به زندانش برند و خود لشكر بسيج كرد و به جانب هرات راند و آنجا را در محاصره گرفت . در هرات دو برادر بودند كه پيش از اين در خدمت سلطان شاه بن ايل ارسلان بودند [ و اينك به غياث الدين پيوسته بودند ] . اينان به خوارزمشاه نامه نوشتند و وعده دادند كه اگر او بيايد در شهر آشوب بر پا خواهند كرد و كليدهاى دروازه‌هاى شهر نيز نزد آنهاست و امور حصار از داخل شهر بر عهدهء ايشان قرار دارد . امير حسين بن محمد المرغنى كه در حبس خوارزمشاه بود از اين توطئه خبر يافت و برادر خود امير عمر المرغنى صاحب هرات را از آن آگاه نمود تا آن دو برادر را به بند در كشد . غياث الدين غورى به سردارى خواهرزاده‌اش الب غازى لشكرى به يارى مردم هرات فرستاد و خود در پنج فرسنگى آن فرود آمد و راه آذوقه به لشكر محمد خوارزمشاه را بر بست . خوارزمشاه لشكرى به طالقان فرستاد تا حمله برد و تاراج كند . حسن بن خرميل به مقابله بيرون و بر آنان پيروز شد و چنان كشتارى كرد كه حتى يك تن نيز رهايى نيافت . غياث الدين سپاه در حركت آورد و نزديك هرات فرود آمد . خوارزمشاه پس از چهل روز محاصرهء هرات به سبب شكستى كه به لشكرش در طالقان وارد آمده بود آهنگ آن كرد كه از محاصرهء هرات دست بردارد ، علاوه بر آن از نزديك شدن غياث الدين و آمدن الب - غازى و بازگشت شهاب الدين از هند كه در اواسط سال 598 به غزنه رسيده بود ، بيمناك شده بود . بدين علل نزد امير هرات رسول فرستاد و مصالحه كرد و مالى بر گردن گرفت و از هرات برفت . چون شهاب الدين از هند بازگرديد به طوس آمد و زمستان را در طوس درنگ كرد كه [ بهار ] به محاصرهء خوارزم رود . در اين احوال خبر مرگ برادرش غياث الدين را آوردند . شهاب الدين عزم خود ديگرگون كرد و راهى هرات شد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : حسن .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 584 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى