تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩

خبر از دولت داعيان علويان در ديلم و جبل و دولت الداعى و پسرش در طبرستان سپس دولت اطروش و فرزندانش و سرگذشت آن تا انقراضش

ابو جعفر المنصور يكى از علويان ، از فرزندان حسن بن على سبط پيامبر را از خواص خود گردانيده بود و او نبيره حسن ، موسوم به حسن بن زيد بن الحسن بود . منصور او را امارت مدينه داده بود او بود كه مالك بن انس را - چنان كه مشهور است - امتحان نمود . و نيز او كسى است كه منصور را عليه بنى حسن بر انگيخت و او را از اقدامات محمد المهدى و پدرش عبد اللّه در اين باب كه مردم را به امامت خود فرا مىخوانند ، آگاه نمود ، تا آنگاه كه منصور فرمان داد آنان را دستگير كنند و به عراق گسيل دارند . و ما در آن باب سخن گفتيم . يكى از اعقاب حسن بن زيد كه والى مدينه بود ، در رى بود و حسن بن زيد بن محمد بن اسماعيل بن الحسن نام داشت . سبب خروج حسن بن زيد العلوى همان واقعه‌اى بود كه بدان اشاره كرديم ، يعنى سليمان بن عبد اللّه بن طاهر بن عبد اللّه بن طاهر از سوى محمد بن طاهر بن عبد اللّه بن طاهر امارت طبرستان داشت . محمد بن اوس البلخى زمام كارهاى سليمان بن عبد اللّه را به دست داشت . ميان او و پسران رستم [ محمد و جعفر ] اختلافى پديد آمد و از محمد بن اوس بر آنها ستمى رفت . مردم اين نواحى عليه محمد بن اوس برخاستند و از مردم ديلم يارى جستند و آنان هنوز بر دين مجوسى بودند . مردم ديلم آهنگ نبرد محمد بن اوس نمودند زيرا محمد بن اوس به سرزمينشان در آمده بود و با آنكه با آنان پيمان صلح بسته بود جمعى از ايشان را كشته و جمعى را اسير نموده بود . پادشاهشان در اين ايام و هسودان [ 1 ] بن جستان [ 2 ] بود . پس دعوت پسران رستم را پذيرا آمدند و بسيج نبرد محمد بن اوس نمودند . پسران رستم نزد يكى از طالبيين كه در طبرستان بود و محمد بن ابراهيم نام داشت به طبرستان كس فرستادند ، تا با او بيعت كنند . محمد بن ابراهيم آنان را به حسن بن زيد العلوى در رى راه نمود . برايش نامه نوشتند كه به طبرستان آيد . او نيز بيامد . مردم ديلم و پسران رستم و مردم سرزمين ايشان همه با او بيعت كردند . مردم جبال طبرستان نيز به آنان پيوستند . حسن بن زيد به آمل [ 3 ] راند و با محمد بن اوس البلخى مصاف داد . به هنگام نبرد حسن بن زيد جماعتى را از پشت سر بفرستاد و آمل را در تصرف آورد . محمد ابن اوس از مهلكه برهيد و نزد سليمان بن عبد اللّه بن طاهر به ساريه ( سارى ) رفت . حسن لشكر بدان سو برد .
هامش
[ ( 1 ) ] و هشوذار . [ ( 2 ) ] حسان . [ ( 3 ) ] آمد .