تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
سياهان نخست منهزم گرديدند ولى بار ديگر بر اغرتمش فايق آمدند و از او خواستند كه - مصالحه كند . و او نيز مصالحه كرد . آنگاه على بن ابان بر سر محمد بن عبيد اللّه بن آزاد مرد [ 1 ] الكردى لشكر كشيد . در رامهرمز او را مغلوب كرد و چنان مصالحه نمود كه دويست هزار درهم بدهد و در همهء اعمال و متصرفاتش به نام صاحب الزنج خطبه بخوانند . پس از آن على بن ابان براى محاصرهء برخى از دژهاى اهواز روان گرديد . مسرور البلخى به رزم او نامزد شد . مسرور على بن ابان را درهم شكست و لشگرگاهش را به تاراج داد . چون در سال 266 صاحب الزنج شهر واسط را در تصرف آورد ، الموفق پسر خود ابو - العباس ( المعتضد ) را با ده هزار جنگجو به نبرد او فرستاد . چند كشتى نيز همراه او كرد كه از راه نهر پيش مىرفتند . فرمانده اين كشتيها ابو حمزه نصير بود . نصير براى او نوشت كه سليمان بن جامع از دريا و خشكى جنگجويان خود را بسيج كرده و آمده است و جبائى [ 2 ] در مقدمهء اوست . سليمان بن موسى الشعرانى نيز با سپاه خود پيش رفت . سياهان در منطقه‌اى كه از صلح [ 3 ] تا پايين واسط را در بر گرفته بود فرود آمدند . ابو العباس بر سياهان تاخت آورد و آنان را منهزم نمود ولى از تعقيبشان باز ايستاد و در واسط درنگ كرد و هر بار بر آنان دستى مىگشود . صاحب الزنج چون حال بدين منوال ديد على بن ابان و سليمان بن جامع را فرمود كه در جنگ دست يكى كنند و المعتضد پسر الموفق را مهلت ندهند . چون اين خبر به الموفق رسيد در ماه ربيع الآخر سال 267 از بغداد بيامد و تا دژ منيعه پيش راند . سپاه صاحب الزنج از پيش او بگريخت . سپاه ابو العباس المعتضد پسرش از پس سياهان براند تا منيعه را گرفتند و بسيارى را كشتند و اسير كردند و با روى شهر را ويران نمودند و خندقش را بينباشتند . شعرانى و ابن جامع نيز بگريختند . ابو العباس المعتضد پسر الموفق به طهثا [ 4 ] راند تا به منصوره دست يابد . مدينة المنصوره را نيز در تصرف آورد . آنگاه موفق [ 5 ] به واسط راند و همهء ذخاير و اموالى را كه در آنجا بود برگرفت و بارويش را ويران نمود و خندقش را پر كرد . الموفق پس از اين پيروزى از پى سياهان به اهواز راند و پسر خود هارون را در واسط بر سر سپاه و اموال خود نهاد . در اين احوال خبر يافت كه سياهان به طهثا و منصوره باز گشته‌اند . الموفق كسى را به منصور فرستاد تا با آنان بجنگد و خود به شوش رفت . على بن ابان در اهواز بود و از آنجا به صاحب الزنج پيوست . كسانى از سپاه او كه در اهواز مانده بودند از الموفق امان خواستند . الموفق نيز امانشان داد ، و به تستر ( شوشتر ) راند . در آنجا
هامش
[ ( 1 ) ] متن : محمد بن هزار مرد . [ ( 2 ) ] متن : جنائى . [ ( 3 ) ] متن : طفح . [ ( 4 ) ] متن : طهشا . [ ( 5 ) ] متن : ابن جامع .