تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
استعفا خواست و به جاى او بر آن اعمال مسرور البلخى معين گرديد . المعتمد على اللّه برادر - خود الموفق را نخست به ولايت عهدى برگزيد و او را الناصر الدين اللّه و الموفق لقب داد و همهء بلاد مشرق را تا اصفهان به او سپرد ، همچنين حجاز را ، سپس او را به رزم صاحب - الزنج بسيج كرد . الموفق در سال 262 در حركت آمد . يعقوب بن الليث كه عازم بغداد بود راه بر او بگرفت . موفق به جنگ با يعقوب پرداخت . يعقوب منهزم شد و الموفق هر چه يعقوب از اهواز گرفته بود از او بستد . مسرور البلخى به نزد المعتمد على اللّه رفته و در جنگ با يعقوب حاضر شده بود . صاحب الزنج آن نواحى را از لشكر خليفه تهى ديد فرصت را مغتنم شمرد و دسته‌هايى را براى تاراج و تخريب به قادسيه فرستاد . سپاهى از بغداد به سردارى اغرتمش و خشيش [ 1 ] بيامد . سياهان به سردارى سليمان بن جامع آنان را منهزم ساختند و خشيش كشته شد . على بن - ابان - از سران سپاه سياهان - به ترغيب فرمانرواى اهواز راهى اهواز شد . فرمانرواى اهواز در آن ايام [ از سوى يعقوب ] محمد بن عبيد اللّه بن آزاد مرد [ 2 ] الكردى بود . مسرور البلخى - احمد بن ليثويه [ 3 ] را به مقابلهء او فرستاد او در شوش فرود آمد . على بن ابان نخست اهواز را بگرفت و اين امر - چنان كه گفتيم - به يارى محمد بن عبيد اللّه بن آزاد مرد و كردان صورت پذيرفت . على بن ابان پس از تصرف اهواز به شوش رفت و از آنجا با محمد بن - عبيد اللّه بن آزاد مرد در تستر ( شوشتر ) رفتند . در آنجا على بن ابان طمع در آن بست كه به نام صاحب الزنج خطبه بخواند و محمد بن عبيد اللّه بن آزاد مرد مىخواست خطبه به نام يعقوب بن الليث باشد . پس ميانشان نبرد در گرفت . در اين نبرد على بن ابان شكست خورد و از آنجا بيرون آمد . در اين احوال اوضاع فارس نيز پريشان شده بود . آنگاه يعقوب بن الليث اهواز را بگرفت و ميان سپاه او و سپاه صاحب الزنج كشمكش بود ، تا آنگاه كه سليمان بن جامع از سران سپاه سياهان به بطايح آمد . موفق محمد بن المولد [ 4 ] را امارت واسط داد . خليل بن ابان بر سر او لشكر كشيد و منهزمش ساخت و واسط را بگرفت . اين واقعه در سال 264 اتفاق افتاد ياران صاحب الزنج همهء نواحى سواد را تا نعمانيه زير پى نورديدند و تا جرجرايا تاراج و كشتار كردند . على بن ابان به اهواز رفت و آنجا را محاصره نمود . الموفق مسرور البلخى را امارت آن نواحى داد . او نيز تكين [ 5 ] البخارى را به تستر ( شوشتر ) فرستاد . على بن ابان و جماعت سياهان او را درهم شكستند . سپس از تكين خواستند كه با آنان مصالحه كند . او نيز مصالحه كرد . اما مسرور او را به همدستى با سياهان متهم ساخت و فرمان داد تا در بندش كنند و به جاى او اغرتمش را فرستاد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : خشنش . [ ( 2 ) ] متن : محمد بن هزار مرد . [ ( 3 ) ] متن : الينونه . [ ( 4 ) ] متن : احمد بن الموله . [ ( 5 ) ] تكيد .