محمد بن عبيد اللّه [ 1 ] بن آزاد مرد الكردى را نيز امان داد و به اهواز رسيد . به پسر خود هارون نوشت كه با سپاهى كه در اختيار دارد به نهر المبارك كه شعبهاى از فرات بصره است بيايد . آنگاه پسر ديگر خود ابو العباس المعتضد را در نهر ابو الخصيب به جنگ صاحب الزنج [ 2 ] فرستاد . جماعتى از سرداران او امان خواستند . موفق امانشان داد و از صاحب - الزنج خواست كه توبه كند و از آنچه كرده است پوزش خواهد و لشكر به شهر او موسوم به مدينة المختاره راند و كشتيها در آب افكند و پنجاه هزار سپاهيان خود را آرايش رزم داد شمار سپاهيان صاحب الزنج پيش از سيصد هزار تن بود . منجنيقها و ديگر آلات نصب كردند و براى محاصرهء شهر نيك بسيج كردند از جمله الموفق شهر موفقيه را براى سكونت خود بساخت . و فرمان داد اموال و آذوقه در آنجا انبار كردند و راه آذوقه را بر شهر مختاره ببست .
نيز به همه شهرها نوشت كه كشتيها بسازند و از ماه شعبان سال 267 تا ماه صفر سال 270 شهر را در محاصره گرفت .
پس از نبردى سخت مدينه المختاره تسخير شد و صاحب الزنج و پسرش انكلاى و ابن جامع در پناهگاهى كه ساخته بود متوارى شدند . گروهى از سپاه از پى او روان شدند ولى به دو دست نيافتند . روز ديگر بار ديگر الموفق سپاه خود را از پى او فرستاد . صاحب الزنج پايدارى بيش نتوانست . جمعى از اصحابش كشته شدند و ابن جامع اسير گرديد .
صاحب الزنج نيز كشته شد و سرش را بياوردند . پسرش انكلاى خود را به دينارى رسانيد .
پنج هزار تن نيز همراه او بودند . سپاهيان الموفق آنان را دريافتند و پس از نبردى پيروز شدند و همه را به اسارت گرفتند .
درمويه [ 3 ] ، از سرداران او به بطيحه رفت و در نيزارها و باتلاقهاى آنجا موضع گرفت و كوشيد تا راه آذوقه را بر سپاه الموفق ببندد . چون از قتل صاحب الزنج آگاه شد او نيز از الموفق امان خواست و الموفق امانش داد . موفق اندكى در موفقيه شهرى كه به نام خود ساخته بود درنگ كرد و يكى از اصحاب . خود را [ كه به حسن سيرت معروف بود و عباس - بن تركس نام داشت ] [ 4 ] بر بصره و ابله و كوره دجله امارت داد و خود به بغداد بازگشت .
در ماه جمادى سال 270 به بغداد داخل شد .
صاحب الزنج را پسرى بود به نام محمد كه انكلاى لقب داشت معنى آن به زبان زنگى شاهزاده است . ديگر از پسران او يحيى و سليمان و فضل بودند كه آنان را در زندان مطبق محبوس كردند تا بمردند . و اللّه وارث الارض و من عليها .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : عبد اللّه .
[ ( 2 ) ] ابن خلدون نيز چون طبرى و ابن اثير بيشتر به جاى صاحب الزنج « الخبيث » آورده است از جمله در اين مورد .
[ ( 3 ) ] متن : درمونه .
[ ( 4 ) ] ميان دو قلاب از متن افتاده بود از الكامل ابن اثير افزوديم . وقايع سال 270 .