كار به جنگ كشيد . تركان به بخارا آمدند [ فقيه محمد بن عمر بن برهان الدين بن عبد العزيز بن مازه ] نزد ايشان كس فرستاد و اندرز داد و گفت كه [ پيش از اين تركانى كه كافر بودند بدين مرز و بوم آمدند و دست به قتل و غارت نگشودند و اين اعمال از شما كه مسلمانيد ناستوده است . در اين احوال جغرى خان برسيد ] و بر سر ايشان تاخت آورد و كشتار بسيار كرد و آنان را از نواحى سمرقند بيرون راند و از آن پس آن نواحى روى صلح و آرامش ديد .
و اللّه اعلم .
خبر از دولت غوريان كه بعد از آل سبكتكين به حكومت رسيدند و سرانجام كارشان
پسران حسين غورى در ايام آل سبكتكين در بلاد غور صاحب قدرت و شوكت بودند .
در اواخر اين دولت چهار تن از ايشان صاحب اشتهار بودند . اينان عبارت بودند از [ قطب الدين ] محمد بن حسين و [ سيف الدين ] سورى [ 1 ] و [ علاء الدين ] حسين [ جهانسوز ] و [ بهاء الدين ] سام . و من از نسبت پدر اين خاندان - يعنى حسين - آگاه نيستم . اينان از متعلقان بهرامشاه غزنوى بودند . در دولت او بود كه قدر و منزلتشان بالا رفت .
چون ميان بهرامشاه غزنوى و برادرش ارسلان فتنه افتاد محمد بن حسين غورى به ارسلان گرويد و اين امر سبب خشم بهرامشاه گرديد . چون كار ارسلان فيصله يافت ، در سال 543 محمد بن حسين بدين عنوان كه به ديدار بهرامشاه مىرود به غزنه رفت . بهرامشاه از غدر او آگاه شد و فرمان داد او را بگيرند و به حبس برند . سپس او را بكشت . اين واقعه سبب رميدگى غوريان گرديد .
كشته شدن محمد بن حسين غورى و امارت برادرش سورى
چون محمد كشته شد سورى بن حسين به امارت رسيد . سورى عزم آن كرد كه انتقام خون برادر از بهرامشاه بستاند . پس لشكرى گرد آورد و در سال 543 به غزنه آمد و شهر را بگرفت . بهرامشاه از غزنه بيرون آمد و به بلاد هند رفت و سپاهى را كه در آنجا بود بسيج كرد و بار ديگر به غزنه راند . بر مقدمه ، سالار حسن بن ابراهيم العلوى امير هندوستان [ 2 ] را روان نمود - سورى به مقابله بيرون رفت ولى سپاهيان او به بهرامشاه گرويدند و سورى شكست خورد و به اسارت بهرامشاه در آمد . در محرم سال 444 سورى را به غزنين آوردند و بر دروازهء غزنه بردار كردند . بهرامشاه نيز به پادشاهى خود بازگشت .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : شورى
[ ( 2 ) ] متن : هندوخان .