پديد آمد كه ايشان را به شورش و عصيان كشانيد . ارسلان از سلطان سنجر يارى طلبيد .
سلطان در سال 524 با لشكر خود از جيحون بگذشت و به سمرقند رسيد . تركان قارغليه از مقابل او بگريختند .
سلطان سنجر در [ شكارگاه ] به جماعتى از سواران [ 1 ] رسيد ، از آنان به ترديد افتاد . فرمان داد همه را بگرفتند و تهديد كردند . گفتند كه ارسلان خان ايشان را به كشتن سلطان مأمور كرده است . سلطان به سمرقند بازگشت و قلعه را بگرفت و ارسلان خان را اسير كرد و به بلخ فرستاد و او در آنجا بمرد . بعضى گويند كه اين صحنه را سنجر خود به وجود آورده بود تا وسيلهاى براى سركوبى ارسلان گردد .
سلطان سنجر قلج [ 2 ] طمغاج ، ابو المعالى حسن بن على [ بن عبد المؤمن ] معروف به حسن تكين را امارت سمرقند داد . او از اعيان خاندان خانيه بود ولى دولتش دوامى نگرفت و بمرد .
سنجر به جاى او خواهرزادهء خود محمود [ بن ارسلان خان محمد بن سليمان بن داود بغراخان ] را به امارت سمرقند فرستاد . اين محمود پسر سلطان ارسلان بود .
در سال 522 يك چشم چينى با لشكرى گران به حدود كاشغر آمده بود . فرمانرواى كاشغر احمد بن الحسن ، سپاه گرد آورد و به نبرد او رفت . يك چشم چينى منهزم شد و بسيارى از سپاهيانش طعمهء تيغ گرديد .
چون يك چشم چينى بمرد ، گورخان [ 3 ] چينى به جاى او قرار گرفت . گور به زبان چينى به معنى اعظم است و خان عنوان پادشاهان ترك است . گورخان جامهء پادشاهان مىپوشيد و بر مذهب مانوى بود . چون از چين آهنگ تركستان نمود ، طوايف ترك و ختا به دو پيوستند .
اين طوايف پيش از او از چين بيرون آمده بودند و در خدمت خانيهء تركستان به سر مىبردند .
سبب خروج اينان از چين و فرود آمدنشان در بلاساغون اين بود كه ارسلان خان محمد [ بن سليمان ] از ايشان يارى خواسته بود و بر ايشان ارزاق و اقطاعات معين كرده بود و آن را به نگهبانى در ثغور كشور خود گماشته بود . پس از چندى اينان از ارسلان محمد برميدند و خواستند كه براى زيستنشان جايى ديگر معين كند . آنگاه خود به جستجو در بلاد پرداختند و بلاساغون را اختيار كردند . چون گورخان پادشاه چين آمد ، اينان در زمرهء ياران او در آمدند و بلاد تركستان را شهر به شهر گرفتند ، و چون شهرى را مىگرفتند جز اين نمىكردند كه از هر خانه يك دينار مىستاندند ، نه بيشتر . ملوكى را كه به فرمان ايشان در آمده بودند تكليف مىكردند كه لوحى از نقره كه نشان فرمانبرداريشان بود بر كمربند خود بياويزند .
گورخان در سال 531 راهى بلاد ما وراء النهر شد و با محمود خان پسر ارسلان خان مصاف داد و او را به سمرقند و بخارا واپس راند . محمود از سلطان سنجر يارى خواست و خواست
هامش
[ ( 1 ) ] متن : پيادگان
[ ( 2 ) ] متن : خلج
[ ( 3 ) ] متن : كوخان .