تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
كه به يارى مسلمانان برخيزد . سنجر سپاه گرد آورد و از صاحب سيستان و غور و صاحب غزنه و ما وراء النهر و غير ايشان يارى طلبيد . سپس به مقابله لشكر بيرون برد و در ماه ذو الحجهء سال 535 از جيحون بگذشت . محمود از تركان قارغليه شكايت كرد . سنجر نخست آهنگ سركوب آنان نمود . تركان نزد گورخان گريختند و از او خواستند كه نزد سلطان سنجر شفاعت كند . او نيز به سنجر نامه نوشت و شفاعت كرد ولى سلطان به شفاعت او وقعى ننهاد و در پاسخ او را به اسلام دعوت كرد و تهديد نمود . چون نامه به گورخان رسيد ، رسول را عقوبت كرد و براى نبرد با سنجر بيرون آمد . امم ترك و ختا و تركان قارغليه با او بودند . در اول ماه صفر سال 536 نبرد آغاز شد . امير قماج در ميمنه بود و صاحب سيستان در ميسره و او شجاعتها نمود . تركان قارغليه در اين نبرد تأثير بدى داشتند . سلطان سنجر و مسلمانان شكست خوردند و خلق عظيمى كشته شدند . صاحب سيستان و امير قماج و زن سلطان سنجر دختر ارسلان خان اسير شدند ولى كفار آزادشان نمودند . در اسلام هيچ واقعه‌اى عظيم‌تر از اين واقعه نبوده است و شمار كشتگان تا اين حد افزون نبوده است . دولت ترك و ختا در ما وراء النهر پاگرفت . آنان در اين روزگاران بر دين كفر بودند . دولت اسلامى خانيه منقرض گرديد . گورخان در اواسط سال 537 از دنيا برفت . گورخان مردى زيبا روى و خوش آواز بود . جامه‌اى از حرير چينى مىپوشيد و هيبت او در دل يارانش نيك كارگر افتاده بود . چنان كه از بيم او هيچ يك را ياراى ظلم و تجاوز بر رعيت نبود . تا امرا را هواى عصيان در سر نيفتد هيچ يك را بيش از صد سوار نمىداد . گورخان ، از ستم و بدمستى منع مىنمود و مرتكبين را عقوبت مىكرد ، ولى زنا را نهى نمىنمود و زشت نمىشمرد . چون از دنيا رفت دخترش به پادشاهى نشست ولى او نيز به زودى بمرد و مادرش يعنى زن گورخان به پادشاهى نشست . ما وراء النهر همچنان در دست ختا باقى ماند تا آنگاه كه علاء الدين محمد خوارزمشاه صاحب دولت خوارزمشاهيان به سال 612 آن ديار را از ايشان بستد و ما اخبار آن را خواهيم آورد .

رفتن قارغليان از ما وراء النهر

چون [ خان خانان چينى پادشاه ختا ] سمرقند و بخارا را به خان جغرى خان بن حسن [ 1 ] تكين يكى از افراد خاندان خانيه داد ، در سال 559 فرمان داد كه تركان قارغليه را از حدود بخارا و سمرقند به كاشغر براند ، و آنان را ملزم كند كه سلاح بر زمين گذارند و به كشاورزى پردازند . تركان از پذيرفتن اين پيشنهاد سر برتافتند و جغرى خان ابرام كرد تا
هامش
[ ( 1 ) ] متن : حسين .