پدرانش به مرو بردند و او همچنان در آنجا مانده بود . چون قدر خان كشته شد سنجر قلمرو او را به محمد ارسلان وا گذاشت و سپاهى گران با او همراه كرد و او بر آن اعمال استيلا يافت و كارش بالا گرفت و دولتش قوى شد . تا آنگاه كه يكى از امراى ترك به نام هاغوبك [ 1 ] بر او بشوريد و لشكرى گرد آورده بر سر محمد خان به سمرقند و ديگر بلاد او رفت . محمد خان از سنجر يارى طلبيد . سنجر به يارىاش لشكر فرستاد . هاغوبك در اين نبرد شكست خورد و لشكرش پراكنده گرديد و سپاهيان نزد او بازگشتند .
عصيان محمد خان بر ضد سنجر
خبر به سلطان سنجر رسيد كه محمد روشى ناپسند پيش گرفته و بر رعيت ستم مىكند و فرمانهاى سلطان را سهل مىانگارد . سلطان در سال 507 بر سر او لشكر كشيد . محمد خان بترسيد و نزد امير قماج بزرگترين امراى سنجر كس فرستاد و پوزش طلبيد و خواستار صلح گرديد . امير قماج گفت كه شرط آشتى آن است كه نزد سلطان آيد . او عذر آورد كه از اين كار بيم دارد . بلكه آن سوى جيحون مىايستد و از آنجا زمين را مىبوسد . اين شرط به قبول پيوست . سنجر بر لب آب آمد و محمد خان از آن سوى زمين را ببوسيد و آتش فتنه بنشست .
استيلاى سلطان سنجر بر سمرقند
چون سلطان سنجر سمرقند را گرفت ، ارسلان خان محمد بن سليمان بن بغراخان داود را بر آن ديار امارت داد . چندى بعد ارسلان خان محمد بن مرض فالج دچار گرديد و پسرش نصرخان به جاى او قرار گرفت . مردم سمرقند بر او شوريدند و او را كشتند . اين شورش به تحريك دو تن بود يكى مردى علوى و ديگرى رئيس سمرقند . در اين هنگام محمد مفلوج در شهر نبود ، چون بشنيد بر او گران آمد . او را پسر ديگرى بود در تركستان ، او بيامد و علوى و رفيقش را بكشت . پدرش ارسلان خان پيش از آنكه پسر ديگرش برسد ، نزد سلطان سنجر رسولان فرستاده او را به تسخير سمرقند برانگيخته بود . از اين رو سنجر راهى سمرقند شده بود . چون آن پسر نزد پدر خود ارسلان آمد و قاتلان برادر را بكشت ، ارسلان نزد سنجر كس فرستاد و ماجرا بگفت و از او خواست كه بازگردد . سلطان از اين پيام خشمگين شد و چند روز درنگ كرد . در اين حال كسانى را گرفته نزد او آوردند و اينان اعتراف كردند كه ارسلان خان محمد ايشان را براى كشتن او گسيل داشته است . سنجر خشمگين تر شد و به سمرقند راند و شهر را به جنگ بستد . در اين واقعه محمد خان به يكى از دژها پناه برد . سنجر او را امان داده فرود آورد ولى از گناهش درگذشت و اكرامش كرد . دختر ارسلان محمد زوجهء سنجر بود . سنجر
هامش
[ ( 1 ) ] متن : تيمور لنگ .