ابن اثير گويد : در سال 435 بسيارى از كفار ترك كه از نواحى بلاساغون و كاشغر به بلاد اسلام آمده بودند و در آنجا فساد مىكردند و تابستانها به نواحى بلغار مىرفتند [ و زمستانها در نواحى بلاساغون ] ، اسلام آوردند و در ديگر بلاد پراكنده شدند و آنان كه اسلام نياورده بودند و تاتارها و ختاييان بودند در نواحى چين باقى ماندند . پايان كلام ابن اثير . آنگاه به بغراخان اول باز مىگردد و مىگويد : برادر خود ارسلان خان را حبس كرد و بلاد او را بگرفت . سپس پسر بزرگ خود حسين جغرى تكين [ 1 ] را وليعهدى خويش داد . او را پسر ديگرى بود كوچكتر از حسين به نام ابراهيم . مادر ابراهيم از اين امر به خشم آمد و بغراخان را به زهر بكشت و برادرش ارسلان خان را در زندان خفه نمود . سپس وجوه اصحاب و امراى شوهر را به قتل رسانيد و در سال 439 پسر خود را به پادشاهى نشاند . آنگاه لشكرى بسيج كرده با پسر به شهر برسخان فرستاد و آن شهرى است در نواحى تركستان و صاحب آن ينال تكين نام داشت . ابراهيم در اين نبرد شكست خورد و ينال تكين او را بكشت . پس ميان فرزندان بغراخان اختلاف افتاد و كارشان رو به خرابى نهاد . طفغاج [ 2 ] خان صاحب سمرقند و فرغانه آهنگ ايشان نمود و به پادشاهى پسران بغراخان پايان داد .
خبر از طفغاج خان و پسرش
در ايام حكومت پسران بغراخان و برادرانش ، در سمرقند و فرغانه يكى از خانيه پادشاهى مىكرد به نام ابو المظفر [ ابراهيم بن ] نصر ايلك و ملقب به عماد الدوله . او در سال 402 فالج شد و بمرد . طفغاج خان در ايام حيات ، پسر خود شمس الملك [ 3 ] را به وليعهدى برگزيده بود . در زمان پدر ، برادرش طغان خان بن طفغاج آهنگ او كرد و در سمرقند به محاصرهاش انداخت . شمس الملك بر او شبيخون زد ، منهزمش ساخت و بر او دست يافت .
پس از مرگ پدر ، بغراخان هارون بن قدرخان يوسف و طغرل [ 4 ] بن قدرخان به جنگ او آمدند . طفغاج بر ممالك آنان مستولى شده بود . در سمرقند او را محاصره كردند ولى بر او پيروز نشدند و بازگشتند . از آن پس همهء بلاد خانيه در دست آن دو قرار گرفت و سرزمينهاى نزديك سيحون به شمس الملك رسيد و خجند ميانشان فاصله بود .
سلطان الب ارسلان ، دختر قدرخان را به زنى گرفت و اين زن پيش از او زوجهء سلطان مسعود بن محمود بن سبكتكين بود . شمس الملك نيز دختر الب ارسلان را به زنى گرفت .
در سال 465 شمس الملك تكين صاحب سمرقند ، ترمد را گرفت و ذخاير آن را به سمرقند كشيد . اياز [ 5 ] پسر الب ارسلان با لشكرى از بلخ به جوزجان رفت . مردم بلخ بيمناك شدند
هامش
[ ( 1 ) ] متن : جعفر تكين
[ ( 2 ) ] متن : طقفاج
[ ( 3 ) ] متن : شمس الدوله .
[ ( 4 ) ] متن : طغرك
[ ( 5 ) ] متن : ارباس .