تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
و نزد تكين فرستادند و از او امان طلبيدند . او نيز امانشان داد ، و بلخيان به نامش خطبه خواندند ، تكين به بلخ در آمد و اميرى بر شهر گماشت و به ترمد بازگرديد . مردم بلخ بر گماشتهء او بشوريدند و او را كشتند ، تكين به بلخ برگشت و فرمان به آتش كشيدن شهر را داد . سپس بر مردم ببخشود و بازرگانان را مصادره نمود . چون خبر به اياز پسر الب ارسلان رسيد ، از جوزجان به بلخ باز آمد و از آنجا راهى ترمد شد . اين واقعه در اواسط سال 465 بود . تكين با او روبرو شد و او را شكست داد و بسيارى از سپاهيان او در جيحون غرق شدند . چون پادشاهى بر سلطان ملكشاه قرار گرفت ، در سال 466 به ترمد آمد و آنجا را محاصره نمود و منجنيقها نصب كرد و خندقش را بينباشت . مردم شهر امان خواستند . برادر تكين به قلعه پناه برد و از آنجا امان خواست . سلطان ملكشاه امانش داد و او را نزد برادرش فرستاد . ملكشاه از آنجا به سمرقند راند و فرمانرواى سمرقند از شهر بيرون آمد و برادر خود را نزد سلطان فرستاد و خواستار مصالحه گرديد و سلطان خواهش او بپذيرفت و به سمرقندش بازگردانيد و خود به خراسان بازگرديد . ابن اثير گويد : چون شمس الملك بمرد ، بعد از او برادرش خضر خان به حكومت رسيد و چون خضر خان بمرد نوبت حكومت به پسرش احمد خان رسيد و اين احمد را ملكشاه به هنگام فتح سمرقند اسير كرد و جماعتى از ديلم را موكل او ساخت . احمد از اين ديلميان معتقدات اباحت و زندقه را بياموخت . چون به حكومت رسيد نشانه‌هاى بيدينى در او ظاهر شد ، پس لشكريانش بر او بشوريدند و او را به قتل آوردند . بدين گونه كه نايب او را در قلعهء كاشان وادار كردند كه عصيان كند تا او بر سرش لشكر آورد و آنان را كشتن او ميسر شود . او نيز چنان كرد . پس سپاهيانش او را گرفتند و در بند كشيده به سمرقند بازگردانيدند . در آنجا به دست قاضيانش دادند تا به جرم زندقه كشتندش . چون احمد خان كشته شد پسر عمش مسعود خان جانشين او گرديد . ابن اثير گويد : جد او از ملوك ايشان بود و مردى ناشنوا بود . طغان خان پسر قراخان صاحب طراز آهنگ او كرد و بكشتش و بر ملك او مستولى گرديد . او ابو المعالى محمد بن زيد [ 1 ] العلوى البغدادى را به جاى خود در سمرقند نهاد . ابو المعالى سه سال در سمرقند ماند ، سپس عصيان آشكار كرد . طغان خان او را محاصره نمود و بگرفت و بكشت . آنگاه طغان خان روانهء ترمد شد . سلطان سنجر با او روبرو شد و بر او ظفر يافت و به قتلش آورد . [ اعمال ما وراء النهر به سنجر تعلق گرفت . او محمد خان بن كمشتكين بن ابراهيم بن -
هامش
[ ( 1 ) ] متن : محمد بن محمد بن زيد .