تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
شب نبرد كردند ، روز ديگر نيز جنگ سختى را آغاز كردند و هر دو جانب پاى فشردند . محمود با فيل به ايلك خان كه در قلب سپاه بود حمله كرد . صفوف لشكر به هم خورد و تركان شكست خورده رو به گريز نهادند . سپاهيان محمود از پى ايشان بتاختند و جمع كثيرى را كشتند و اسير كردند و آن قدر از پى ايشان برفتند تا از نهر بگذشتند . لشكر سلطان پيروزمند با غنايم بسيار باز گرديد . اين واقعه در سال 397 اتفاق افتاد .

درگذشت ايلك خان و حكومت برادرش طغان خان

ايلك خان در سال 403 درگذشت . او خواستار دوستى با سلطان محمود بود و برادرش طغان خان او را به سبب عهدشكنىاش ملامت مىكرد . چون ايلك خان بمرد برادرش طغان خان به جايش نشست . او با سلطان روابط دوستانه برقرار كرد و بدين دوستى آثار فتنه را در خراسان و ما وراء النهر يكسره بزدود .

مرگ طغان خان و امارت برادرش ارسلان خان

طغان خان پادشاه ترك ، در سال 408 بمرد . او پس از آنكه جنگهايى با ملل ديگر ترك كرد ، تركان با قريب سيصد هزار مردم از چين بيرون آمدند و آهنگ بلاساغون [ 1 ] از بلاد او كردند . مسلمانان از اين امر به وحشت افتادند . طغان طوايف مختلفى را از مسلمان و غير مسلمان بسيج كرد و به مقابله بيرون رفت . در اين نبرد طغان خان پيروز شد . مهاجمان منهزم شدند و از ايشان نزديك به صد هزار تن كشته شدند و صد هزار تن اسير گشتند و باقى رو به گريز نهادند . پس از اين واقعه طغان بمرد و برادرش ارسلان به جاى او نشست . از عجايبى كه بر صدق ايمان طغان دلالت دارد اين است كه به هنگام آمدن ترك به سوى بلاساغون ، بيمار بود . چون خبر بشنيد ، به تضرع از خداوند طلب كرد كه او را شفا دهد تا آن كافران را سركوب كند و از آن بلاد براند . خداوند نيز دعاى او را مستجاب نمود . طغان خان دوستدار علم و دين بود . چون او بمرد ارسلان خان به سلطان محمود دست دوستى داد و يكى از دختران خود را به حبالهء نكاح سلطان مسعود در آورد و رشته‌هاى اين دوستى بس مستحكم شد .

عصيان قدرخان [ 2 ] عليه ارسلان و آشتى او

ارسلان خان ، قدر خان يوسف بن بغراخان هارون [ بن سليمان ] را امارت سمرقند داد
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بلاد ساغون [ ( 2 ) ] متن : قراخان .