دژها و باروها كه برآورده بود ، كشته شد و نتوانست دولتى تشكيل دهد . اين سنت خداست در ميان بندگانش .
جريان واقعه چنين است كه او در زمرهء حواشى المنتصر باللّه بود ، در سال 249 از بغداد به بحرين رفت و مدعى شد كه او علوى و از فرزندان حسن [ 1 ] بن عبيد اللّه بن عباس بن على بن ابى طالب است و مردم را به طاعت خويش فرا خواند و بسيارى از مردم هجر - به دو گرويدند . سپس به احساء رفت و بر يكى از بنى تميم فرود آمد . يحيى بن محمد الازرق و سليمان بن جامع از سرداران او ، نيز با او بودند . چون با مردم بحرين نبرد آغاز كرد ، اعراب از گرد او پراكنده شدند . صاحب الزنج به بصره رفت . در آن روزها در بصره ميان بلاليه و سعديه كشمكش بود . خبر رسيدن او به محمد بن رجاء عامل بصره رسيد . او را طلب داشت . بگريخت ولى پسر و زن و چند تن از يارانش را بگرفتند و به زندان انداختند .
صاحب الزنج پس از واقعهء بصره به بغداد رفت و در آنجا خود را به عيسى پسر زيد شهيد منسوب نمود . يك سال در بغداد درنگ كرد چون زن و فرزندش از زندان آزاد شدند در ماه رمضان سال 255 به بصره بازگشت . يحيى بن محمد و سليمان بن جامع نيز با او بودند .
از بغداديانى كه به او گرويده بودند يكى جعفر بن محمد الصوحانى [ 2 ] بود و ديگرى على بن ابان و دو برده [ مشرق و رفيق ] . پس بيرون شهر بصره فرود آمد و به بردگان سياه ( زنوج ) پيام خود را برسانيد و آنان را بر صاحبان خود بشورانيد و شوق آزادى حتى بر دست گرفتن زمام حكومت را در دلهايشان بيفكند .
صاحب الزنج ، علمى بر افراشت كه بر آن اين آيه :
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
[ 3 ] الخ ، نقش شده بود . صاحبان بردگان به طلب بردههاى خود آمدند . صاحب الزنج فرمود تا بردگان آنان را بزدند و به زندان كردند ، سپس آزادشان ساخت . سياهان چون سيل به سوى او روان شدند و سر به فرمان او نهادند . لشكرهاى بصره و ابله را منهزم ساخت و به قادسيه رفت . لشكرى از بغداد آمد آن را درهم شكست و همهء آن نواحى را تاراج نمود . از بصره سپاهى به سردارى جعلان از سران ترك به يارى لشكر بغداد آمد آن را نيز منهزم ساخت . آنگاه ابله را بگرفت و تاراج كرد و لشكر به اهواز برد . ابراهيم بن المدبر [ 4 ] ، عهدهدار امر خراج [ 5 ] آنجا بود . صاحب الزنج در سال 256 اهواز را در تصرف آورد و ابراهيم بن المدبر را اسير نمود . ولى ابراهيم بن المدبر از زندان
هامش
[ ( 1 ) ] حسين .
[ ( 2 ) ] الصمدحانى .
[ ( 3 ) ] آيه 113 از سورهء التوبه . : خدا از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريد ، تا بهشت از آنان باشد .
[ ( 4 ) ] متن المدير .
[ ( 5 ) ] متن : خوارج .