عرض آن بود . همه از تختههاى سيم و با لولاها به هم متصل شده ، چنان كه جمع كردن و بر پاى كردن آن آسان بود . و پردهاى بود از ديبا چهل ذراع در بيست ذراع بر دو پايهء زرين و دو پايهء سيمين نصب شده بود . سلطان آن دو را به حفظ اين اموال مأمور نمود .
چون به غزنه رسيدند فرمان داد تا اين گوهرها را در صحن سراى بگستردند و رسولانى از ملوك اطراف به تماشاى آنها آمدند و از آن جمله بود طغان خان برادر ايلكخان .
خبر آل فريغون و استيلاى سلطان بر جوزجان
آل فريغون ولايت جوزجان داشتند ، در ايام آل سامان و همچنان به ايشان به ميراث رسيده بود . آنان را در مكارم اخلاق اشتهاردى تمام بود . ابو الحارث محمد بن احمد [ 1 ] فريغونى از نام آوران آن خاندان بود . سبكتكين دختر او را براى پسر خود محمود به زنى گرفت و دختر خود خواهر محمود را به پسر او به زنى داد و روابط دوستى ميان آنان به وجود آمد .
چون ابو الحارث محمد بن احمد درگذشت ، سلطان محمود پسرش ابو نصر را به جاى او منصوب نمود و او در آن مقام ببود تا سال 401 كه بمرد . ابو الفضل احمد بن الحسين الهمدانى معروف به بديع [ الزمان ] به نام او تأليفات كرد و در نزد او به نهايت آرزوهاى خود رسيده بود .
غزوهء نارين [ 2 ]
سلطان در رأس سال چهار صد به غزو بلاد هند رفت و بار ديگر آن سرزمين را در زير پى سپرد و پادشاهش را گوشمال داد و به غزنه بازگرديد . پادشاه هند آن مال مقرر بفرستاد .
مالى عظيم بود و افزون بر آن هديهاى كه پنجاه فيل قسمتى از آن بود . بدين گونه بار ديگر عقد صلح ميان دو طرف بسته شد .
غزوهء غور و قصدار [ 3 ]
بلاد غور مجاور بلاد غزنه است . غوريان كاروانها را مىزدند و به كوههاى خود مىگريختند . راه اين كوهها دشوار و باريك بود . اين قوم مدتها در حال تمرد و كفر و فساد خود بودند تا سلطان محمود به خشم آمد و براى بركندن ريشهء فساد در سال 401 روانهء غور شد . بر مقدمه حاجب التونتاش [ 4 ] والى هرات و ارسلان جاذب والى طوس را بفرستاد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : احمد بن محمد
[ ( 2 ) ] متن : بارين .
[ ( 3 ) ] متن : قصران
[ ( 4 ) ] متن : الترناش .