تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
يافت و بدين سبب بربرها سر به طاعتشان فرود آوردند . بنى حمود كه از غماره بودند بدان هنگام كه بربرها به يارى المستعين برخاستند با آنان يار شدند ولى پس از آن خود زمام امور را در دست گرفتند و امارت اندلس نيز نصيب آنان گرديد ، چنان كه در اخبارشان خواهيم آورد . اما سليمان برادر ادريس بزرگ در ايام تسلط عباسيان به مغرب گريخت و پس از هلاكت برادرش ادريس بزرگ خود را به تا هرت افكند . در آنجا به طلب امارت برخاست . بربرها كه او را نمىشناختند از يارىاش باز ايستادند . امراى بنى الاغلب او را طلب داشتند و قصدشان اين بود كه در نسبش تحقيق كنند . او با جماعتى به تلمسان رفت و آنجا را بگرفت . زناته و ديگر قبايل عرب كه در آنجا بودند فرمانش را گردن نهادند . پس از او پسرش محمد بن سليمان امارت او به ميراث برد . آنگاه پسرانش بر سراسر مرزهاى مغرب اوسط پراكنده گرديدند و سرزمينهاى آن را ميان خود تقسيم كردند . تلمسان بعد از او به قاسم محمد بن احمد بن القاسم بن محمد بن احمد رسيد و مىپندارم كه اين قاسم همان است كه بنى عبد الواد مدعى نسب او هستند و اين از قاسم بن ادريس در چنين ادعايى مناسب‌تر مىآيد . نيز ارشكول به عيسى بن محمد بن سليمان و پس از او به عيسى بن ادريس بن محمد بن سليمان رسيد ابو العيش كنيه داشت و همچنان امارت در فرزندان او بود . پس از او پسرش ابراهيم بن عيسى . سپس پسرش يحيى بن ابراهيم ، سپس برادرش ادريس بن ابراهيم . ادريس بن ابراهيم امير ارشكول بود و وابسته به عبد الرحمان الناصر برادرش يحيى نيز چنين بود . ميسور يكى از سرداران شيعه از او بيمناك گرديد . او را در سال 323 دستگير نمود . آنگاه بدان هنگام كه ابن ابى العافيه دعوت علويان پيش گرفت و اولياء شيعه را ترك گفت او از آنان انحراف جست و صاحب جراوه حسن بن ابى العيش را محاصره نمود و جراوه را از او بستد و به پسر عمش ادريس بن ابراهيم صاحب ارشكول پيوست . آنگاه بورى پسر موسى بن ابى العافيه هر دو را در نبردى شكست داد و بگرفتشان و به نزد الناصر فرستاد . الناصر آن دو را در قرطبه سكونت داد . تنس از آن ابراهيم بن محمد بن سليمان بود ، پس از او به پسرش محمد و پس از او به پسرش يحيى بن محمد و سپس به پسرش على بن يحيى رسيد . زيرى بن مناد در سال 342 بر او غلبه يافت و او به نزد جبر بن محمد بن خزر گريخت نيز پسرانش حمزه و يحيى نزد الناصر رفتند . ناصر آنان را به اكرام پذيرا آمد . از آن دو يحيى براى باز پس گرفتن تنس كوشش به خرج داد ولى بدان دست نيافت . از فرزندان اين ابراهيم ، يكى احمد بن عيسى بن ابراهيم صاحب سوق ابراهيم بود و ديگر سليمان بن محمد بن ابراهيم از رؤساء مغرب . از بنى محمد بن سليمان ، بطوش بن حنانش بن الحسن بن محمد بن سليمان است .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 22 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى