تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
خويشاوندانش بود تبعيد كرد و ريحان الكتامى را امارت فاس داد . يحيى به قصد افريقيه بيرون آمد ولى موسى بن ابى العافيه راه بر او بگرفت و دو سال به زندانش كرد ، چون آزادش ساخت در سال 311 [ 1 ] عازم مهديه شد و در همان سال در حصار ابو يزيد بمرد . موسى بن ابى العافيه سرزمين مغرب را در ضبط خويش آورد در سال 313 حسن بن - محمد بن القاسم بن ادريس بن ادريس ملقب به الحجام بر ريحان الكتامى بشوريد و او را از فاس براند و خود دو سال در آنجا فرمان داد و به جنگ موسى بن ابى العافيه لشكر كشيد . ميانشان جنگهايى سخت در گرفت كه منهال پسر موسى جان باخت و نبرد با بر جاى ماندن بيش از هزار كشته به پايان رسيد . حسن بن محمد خود را از معركه برهانيد و به فاس افكند . در آنجا حامد بن حمدان الاوربى بر او عذر كرد و در بندش افكند ، آنگاه موسى را فرا خواند . موسى به فاس آمد و آنجا را بگرفت و از او خواست كه حسن را تسليمش كند . او سر باززد و حسن را آزاد كرد تا جامهء ديگرگون كند و بگريزد . حسن خواست از با رو فرود آيد ، بيفتاد و در همان شب بمرد و حامد بن حمدان به مهديه گريخت . موسى بن ابى العافيه ، عبد اللّه بن ثعلبة بن محارب و دو پسرش محمد و يوسف را بكشت و ملك ادريسيان زوال يافت و ابن ابى العافيه بر همهء مغرب استيلا جست و فرزندان محمد بن القاسم بن ادريس و برادرش حسن را به ريف فرستاد آنان در بصرهء مغرب فرود آمدند و بر بزرگ خود ، ابراهيم بن محمد بن القاسم برادر حسن گرد آمدند و او را بر خود امير كردند . او نيز بر ايشان دژى را كه معروف حجر النسر است در سال 317 پى افكند و خود در آن فرود آمد . فرزندان عمر بن ادريس در اين روزگار در غماره بودند از تيجنساس تا سبته و طنجه ، و ابراهيم بدين حال بماند . دعوت مروانيان ، خلفاى قرطبه ، به مغرب رسيد و زناته به روستاهاى اطراف داخل گرديد . آنگاه بنى يفرن فاس را بگرفت و پس از ايشان مغراوه آمد و ادريسيان به غماره در ريف اقامت جستند . و بار ديگر در ميان فرزندان محمد و فرزندان عمر در بصره و قلعه حجر النسر و سبته و اصيلا دولتى تشكيل دادند ، پس مروانيان بر آنان غلبه يافتند و آنان را به اندلس كوچ دادند سپس به اسكندريه روان نمودند . از آن ميان عزيز العبيدى بن كنون [ 2 ] براى باز پس گرفتن سرزمينهاى از دست رفته به مغرب لشكر كشيد ولى منصور بن ابى عامر بر او چيره گرديد و به قتلش آورد . و با قتل او حكومتشان منقرض گرديد همچنين شوكت اوربه از مغرب برافتاد . ادريسيان را چون سلطنت بر افتاد به بلاد غماره رفتند و در آنجا صاحب رياستى گشتند . اين رياست در ميان فرزندان محمد و فرزندان عمر - از فرزندان ادريس بن ادريس - استمرار
هامش
[ ( 1 ) ] متن : در سال سراه 3 . [ ( 2 ) ] متن : كانون .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 21 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى