و اكرامش كرد و خواهرش را به زنى به او داد . همچنين ابو القاسم بن حفص پسر خواهر احمد بن سهل از او امان خواست ، ليلى او را نيز امان داد .
ابو القاسم بن حفص او را به حركت به سوى نيشابور تحريض كرد و قراتكين در نيشابور بود و اين به هنگامى بود كه ليلى از جهت مالى سخت در تنگنا افتاده بود و شمار سپاهيانش نيز افزون شده بود . ليلى از الداعى حسن بن القاسم اجازت خواست كه لشكر به نيشابور كشد .
او نيز اجازت داد و ليلى در ماه ذو الحجهء سال 308 لشكر به نيشابور آورد و آنجا را تصرف كرد و خطبه به نام الداعى حسن بن القاسم خواند . امير سعيد نصر بن احمد از بخارا سپاهى به سردارى حمويه بن على و محمد بن عبيد اللّه البلعمى [ 1 ] و ابو جعفر صعلوك و خوارزمشاه و سيمجور [ 2 ] الدواتى [ 3 ] ، بر سر او فرستاد . در اين نبرد بيشتر ياران حمويه منهزم شدند ولى سرداران پاى فشردند و كر و فرى كردند . عاقبت ليلى بن نعمان منهزم شده به آمل [ 4 ] گريخت . در اين احوال بغراخان پادشاه ترك نيز به يارى سپاه سامانى آمد و ليلى بن نعمان را در آمل بگرفت و اين خبر به حمويه فرستاد . حمويه كسى را گسيل داشت تا سر ليلى را بريده براى او ببرد . اين واقعه در ماه ربيع الاول سال 309 اتفاق افتاد . سر ليلى را به بخارا بردند . سرداران ديلم كه با ليلى بودند امان خواستند . ايشان را امان دادند . البته حمويه را قصد آن بود كه همه را بكشد تا همواره از شر ايشان در امان مانند ولى ديگر سران نپذيرفتند .
اين سران ديلم كسانى بودند كه بعدها هر يك از جايى خروج كردند و آنجا را بگرفتند ، چون اسفار و مرداويج و وشمگير [ 5 ] و پسران بويه كه به اخبار آنان خواهيم پرداخت . بارس [ 6 ] غلام قراتكين در جرجان به امارت آن ديار بماند . آنگاه قراتكين بيامد و غلام او بارس از او امان خواست ، امانش داد . سپس در سال 310 به قتلش آورد و از جرجان باز گرديد .
جنگ سيمجور با ابن الاطروش
چون در سال 310 قراتكين غلام خود را كشت و از جرجان بازگشت ، ابو الحسن بن - الناصر الاطروش از استراباد به جرجان رفت و آنجا را تصرف كرد . امير سعيد نصر بن احمد ، سيمجور دواتى را با چهار هزار سوار به جنگ او فرستاد . سيمجور در دو فرسنگى جرجان فرود آمد . ابو الحسن با هشت هزار پياده از ديلم بيرون آمد و جنگ آغاز كردند . سيمجور گروهى را به كمين نشانده بود ، اما اينان به موقع از جاى نجنبيدند و سيمجور منهزم شد و سرخاب [ بن بارس ؟ ] از پى او بتاخت . سپاهيان ابو الحسن به تاراج پرداختند ، پس از ساعتى آنان كه در كمين بودند بيرون جستند . ابو الحسن شكست خورد و نزديك به چهار هزار تن از
هامش
[ ( 1 ) ] متن : البلغمى
[ ( 2 ) ] متن : سيجور
[ ( 3 ) ] متن : الدوانى .
[ ( 4 ) ] متن : آمد
[ ( 5 ) ] متن : انوشتكين
[ ( 6 ) ] متن : فارس .