تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
مردم ديلم از آن سوى سفيد رود [ 1 ] تا آمل بر دست اطروش اسلام آوردند . اينان شيعيان زيدى مذهب شدند ، زيرا اطروش نيز زيدى بود . از اين تاريخ طبرستان از تصرف آل سامان بيرون آمد .

عصيان منصور بن اسحاق و حسين المرورودى

امير احمد بن اسماعيل چون سيستان را فتح كرد ، پسر عم خود منصور بن اسحاق را بر آن امارت داد . حسين بن على المرورودى كسى است كه سيستان را فتح كرد و اينك طمع در آن بسته بود كه فرمانروايى آن ناحيه به دو سپرده شود . چون مردم بشوريدند امير احمد بن اسماعيل بار ديگر آنجا را بگشود و اين بار سيمجور [ 2 ] دواتى [ 3 ] را به امارت معين كرد . حسين المرورودى از اين عمل برميد و منصور بن اسحاق را تحريض به شورش كرد كه امارت خراسان را از آن خود كند و او را بر اعمال خراسان نايب خود سازد . چون امير احمد كشته شد ، حسين در هرات بود ، عصيان كرد و خود را در نيشابور به منصور رسانيد ، او نيز سر به شورش برداشت و در سال 302 به نام خود خطبه خواند . سردار سپاه حمويه بن على با سپاهى از بخارا به جنگ آن دو آمد ولى پيش از رسيدن حمويه ، منصور بن اسحاق بمرد و چون به نزديكى نيشابور رسيد ، حسين به هرات رفت و در آنجا اقامت گزيد . محمد بن حيد [ 4 ] رئيس شرطه بود در بخارا و مدتى دراز در آن شغل بود . او را از بخارا جهت انجام كارى به نيشابور فرستاده بودند ولى او بىآنكه كارى انجام دهد به بخارا بازگشت . چون مورد سرزنش واقع شد بر جان خود بترسيد و راه كج كرد و به هرات نزد حسين بن على رفت . حسين از هرات به نيشابور راند و برادر خود منصور بن على را به جاى خود در هرات نهاد . پس بيامد و نيشابور را بگرفت . احمد بن سهل از بخارا به جنگ او آمد . هرات را محاصره كرد و بگرفت . منصور بن على از او امان خواسته بود . احمد بن سهل از هرات به نيشابور آمد و در سال 306 [ 5 ] حسين را اسير كرد . احمد بن سهل در نيشابور بماند . در اين احوال محمد بن حيد كه در مرو [ 6 ] بود نزد احمد بن سهل به نيشابور آمد . احمد او را بگرفت و با حسين بن على به بخارا فرستاد . محمد بن حيد را به خوارزم فرستادند و در آنجا بمرد . اما حسين را در بخارا حبس كردند . ابو - عبد اللّه الجيهانى او را از زندان آزاد كرد و او به خدمت امير سعيد نصر بن احمد سامانى در آمد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : اسفيجاب [ ( 2 ) ] متن : سيجور [ ( 3 ) ] متن : دوانى . [ ( 4 ) ] متن : جند [ ( 5 ) ] متن : 232 [ ( 6 ) ] متن : مزمر .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 484 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى