تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
[ در طبرستان بود و برادرش ابو الحسن بن كاكى در جرجان و او ابو على بن الاطروش را در بند كشيده بود . يك شب ابو الحسن بن كاكى آهنگ كشتن ابو على را كرد ، ابو على بر او غلبه يافت و او را بكشت . مخالفان ابو الحسن با ابو على بيعت كردند ، ] و او جرجان را بگرفت . آنان كه با ابو على بيعت كرده بودند اسفار بن شيرويه را به جرجان فرا خواندند ، وى بيامد و آن ناحيه در ضبط آورد . ماكان با سپاه خود از طبرستان به جرجان رفت ولى او را شكست دادند و تا طبرستان تعقيب كردند ، و طبرستان را گرفتند و در آن اقامت گزيدند . ابو على بن الاطروش در طبرستان هلاك شد و ماكان بازگرديد و اسفار بن شيرويه را از طبرستان براند . آنگاه اسفار سپاهى به جنگ الداعى حسن بن القاسم العلوى كه بر رى مستولى شده بود ، روان داشت . [ او اصحاب امير نصر بن احمد را از رى بيرون رانده و بر قزوين و زنجان و ابهر و قم استيلا يافته بود ] ماكان كاكى نيز با او بود . دو سپاه در نزديكى سارى [ 1 ] با يك ديگر مصاف دادند . داعى علوى و ماكان منهزم شدند و علوى كشته شد و اسفار بر طبرستان و جرجان و قزوين و زنجان و ابهر و قم و كرج [ 2 ] مستولى شد و خطبه به نام امير سعيد نصر بن احمد امير خراسان خواند و هارون بن بهرام را امارت آمل داد . و قصدش آن بود كه در سارى منازعى نداشته باشد . زيرا هارون پيش از اين به نام ابو جعفر العلوى از فرزندان اطروش خطبه مىخواند . پس امارت آمل به او داد و از خاندان اعيان طبرستان براى او زنى گرفت و ابو - جعفر العلوى و ديگر علويان را كه در مازندران بودند به عروسى او دعوت كرد . چون آمدند فرمان داد همه را دستگير كرده بند بر نهادند و به بخارا فرستاد . در بخارا همه را به زندان بردند . چون اسفار را كار بالا گرفت بر امير سعيد نصر بن احمد صاحب خراسان و نيز بر المقتدر باللّه بشوريد . امير سعيد از بخارا به جنگ او به نيشابور لشكر فرستاد . وزيرش مطرف بن محمد الجرجانى او را از مخالفت با امير نصر بر حذر داشت . او نيز بپذيرفت و بار ديگر طوق طاعت او بر گردن نهاد و شروطش را قبول كرد و خراج هر ساله و ديگر اموالى را كه بر عهده داشت به نزد او روان نمود . چندى بعد يكى از سرداران او به نام مرداويج عليه او عصيان كرد و ماكان بن كاكى را از طبرستان فراخواند تا در برانداختن اسفار او را يارى دهد . در اين نبرد اسفار شكست خورد و كشته شد و آنچه در تصرف داشت به دست مرداويج افتاد و ما در اخبار ديلم از آن ياد خواهيم كرد . مرداويج طبرستان و جرجان را از ماكان بستد . ماكان از امير سعيد نصر بن احمد يارى طلبيد . او ابو على بن محمد بن المظفر را به يارى او گسيل داشت . مرداويج هر دو را شكست داد . ابو على به نيشابور بازگشت و ماكان به خراسان رفت .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : سياريه [ ( 2 ) ] متن : كرخ .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 489 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى