تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
واسط فرستاد و واسط را بگرفت . و چون سپاه سلطان ملكشاه به واسط آمد ، سپاه المقتفى از آنجا بيرون رفت . [ چون خليفه اين خبر بشنيد خود به تن خويش عازم واسط شد . سپاه خليفه واسط را بگرفت ] و از آنجا به حله راند و حله را نيز در تصرف آورد . خليفه در آخر ماه ذو القعدهء سال 547 به بغداد باز گرديد . سپس در سال 548 امرا ملكشاه بن محمود را در بند كردند و با برادرش محمد بن محمود بيعت نمودند و از المقتفى لامر اللّه خواستند كه به نام او خطبه بخواند . خليفه از اين امر سر برتافت . سلطان محمد بن محمود در سال 551 به عراق راند . مردم بغداد به هم بر آمدند و پريشان شدند . المقتفى به جمع‌آورى لشكر پرداخت . سپاهيان واسط نزد او گرد آمدند . سلطان محمد ، مهلهل بن ابى العسكر را به حله فرستاد و او حله را بگرفت . سلطان محمد در سال 552 بغداد را محاصره كرد ، شهر در برابر او نيك مقاومت نمود او نيز مراجعت كرد . در سال 555 المقتفى لامر اللّه بمرد و المستنجد باللّه به جاى او قرار گرفت . او نيز چون پدر مردى خود كامه بود و نيرومند . اجازت نداد كه در بغداد به نام سلجوقيان خطبه خوانند . خليفه با بنى اسد كه در حله بودند دل بد داشت . زيرا بدان هنگام كه سلطان محمد بن محمود بغداد را محاصره كرده بود آنان به يارىاش آمده بودند . پس يزدن [ 1 ] بن قماج را به قتال و بركندن ايشان فرمان داد . آنان در بطايح پراكنده بودند ، و يزدن از عهده بر نيامد . خليفه بار ديگر بسيج سپاه كرد و ابن معروف سركردهء منتفق را از بصره به نبرد بنى اسد فرستاد . او نيز سپاهى بزرگ گرد آورد و آنان را در محاصره گرفت و آب بر رويشان ببست ، ولى در سر كوبى ايشان درنگ مىكرد . خليفه نزد يزدن كس فرستاد و او را سرزنش كرد و گفت چون او به تشيع گرايش دارد در اين كار سعى خويش مبذول نمىدارد . يزدن و ابن معروف جنگ را به جد در ايستادند و از همه جا راههاى آب را مسدود كردند . بنى اسد تسليم شدند و چهار هزار تن از ايشان كشته شد . پس مناديان ندا در دادند كه بايد از حله بيرون روند . آنان نيز در بلاد پراكنده شدند و ديگر كسى از ايشان كه صاحب نامى باشد در عراق باقى نماند . بطايح و بلاد ايشان را ابن معروف تصرف كرد و دولت بنى مزيد به كلى منقرض گرديد . و البقاء للّه .

خبر از ملوك عجم كه در ممالك اسلام دعوت عباسى را بر پاى مىداشتند و بر خلفا فرمان مىراندند و از آن ميان از دولت بنى طولون آغاز مىكنيم كه در نخست چگونه بودند و كارشان به كجا كشيد

پيش از اين در شرح فتوحات مسلمانان گفتيم كه مصر در سال 20 هجرى در خلافت عمر بن الخطاب و به فرمان او ، به دست عمرو بن العاص فتح شد و عمر او را امارت مصر
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بردن .