تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
پناه برد . بقش به سبب خطايى كه به آن متهم شده بود مورد خشم سلطان مسعود بود . على از او يارى خواست ، او نيز به يارىاش آمد و همراه او به واسط رفت . طرنطاى فرمانرواى واسط نيز آنان را يارى نمود . اينان حله را از سلار كرد گرفتند . سلار از حله بيرون آمد و در سال 542 به بغداد بازگشت و على بر حله مستولى شد .

بر افتادن على بن دبيس

در سال 544 جماعتى از امرا بر سلطان مسعود عصيان كردند . از آن جمله بودند بقش كون خر و طرنطاى و على بن دبيس . اينان با ملكشاه پسر سلطان محمود بيعت كردند و به عراق آمدند و به المقتفى بامر اللّه پيام دادند كه خطبه به نام او خواند . المقتفى امتناع كرد و سپاه گرد آورد و بغداد را جهت دفاع آماده نمود . آنگاه ماجرا به سلطان مسعود نوشت ولى سلطان به علت گرفتارى در نبرد با عم خود سنجر كه به رى آمده بود ، توجهى به سخن خليفه ننمود . چون بقش كون خر از اين امر آگاهى يافت نهروان را غارت كرد و على بن دبيس را دستگير نمود ، طرنطاى نيز به نعمانيه گريخت . سپس سلطان مسعود به بغداد رسيد و بقش كون خر از نهروان برفت و على بن دبيس از بند رها گشت و به نزد سلطان مسعود شد . سلطان در بغداد با او ديدار كرد . على از سلطان پوزش خواست و سلطان از او خشنود گرديد .

وفات على بن دبيس و انقراض بنى مزيد

على بن دبيس صاحب حله بيمار شد و در [ سال 445 ] در اسد آباد بمرد . طبيب او محمد بن صالح متهم شد كه در كشتن او دست داشته است . طبيب نيز در همان نزديكى بمرد . آنگاه سلطان مسعود واپسين پادشاهان بزرگ سلجوقى در سال 547 درگذشت . پس از او با برادرزاده‌اش ملكشاه ، پسر محمود بيعت شد ، از آن پس المقتفى لامر اللّه بر شاهان سلجوقى تسلط يافت . سلطان ملكشاه بن محمود چون به پادشاهى نشست سلار كرد را به حله فرستاد و او حله را تصرف كرد . مسعود بلال [ 1 ] شحنهء بغداد نيز به دو پيوست . مسعود بلال به هنگام مرگ سلطان مسعود از بغداد گريخته بود و با سلار كرد همدستى و همدلى مىنمود . چون مسعود بلال به حله رسيد سلار كرد را بگرفت و در آب غرق كرد و خود زمام امور حله را به دست گرفت . المقتفى به سردارى عون الدين بن هبيره لشكرى بر سر او فرستاد . مسعود بلال به مقابله بيرون آمد . مسعود منهزم شده به حله باز گرديد ولى مردم حله او را به شهر خود راه ندادند . مسعود بلال به تكريت رفت و ابن هبيره حله را در تصرف آورد و لشكر به كوفه و
هامش
[ ( 1 ) ] متن : مسعود بلاك .