صاحب الجيش نيز به اسارت درآمدند .
قتل صدقه بعد از بيست و يك سال فرمانروايى او بود . صدقه حله را در عراق بنا كرد .
در ميان ملوك صاحب مقامى رفيع بود ، نيز بخشنده و حليم و در كارهاى خود صادق و با رعيت دادگر بود . خواندن مىتوانست و نوشتن نمىدانست . او را كتابخانهاى بود ، هزار ها مجلد ، همه با خطى خوش و با قاعده . سلطان بى آنكه به حله رود به بغداد باز گرديد .
زن صدقه را نيز امان داد و او به بغداد آمد . سلطان امرا را فرمان داد كه به ديدار او روند و پسرش دبيس را آزاد نمود و از كشتن صدقه از او پوزش خواست و دبيس پسر صدقه را سوگند داد كه در طاعت او باشد و كارى نكند كه سبب فساد گردد . دبيس بن صدقه در سايهء عنايت سلطان ببود و سلطان او را اقطاعات بسيار داد . دبيس در نزد سلطان محمد بماند تا سلطان وفات كرد . چون پسرش محمود در سال 511 به پادشاهى رسيد ، دبيس از او خواست كه اجازت دهد به ديار خود باز گردد . وى به حله بازگشت و آنجا را در تصرف گرفت و خلق كثيرى از اعراب و اكراد بر او گرد آمدند و كارش بالا گرفت .
خبر دبيس بن صدقه با برسقى و ملك مسعود
چون در سال 512 المستظهر باللّه بمرد و با پسرش المسترشد باللّه بيعت شد ، پسر ديگر المستظهر - امير ابو الحسن - از شر برادر بيمناك شد و از راه دريا به مداين رفت و از آنجا به حله نزد دبيس بن صدقه . [ دبيس او را اكرام كرد . على بن طراد الزينبى كه نقيب النقباء بود ، آهنگ امير ابو الحسن كرد و او را وعدههاى نيكو داد تا نزد خليفه المسترشد باللّه باز گردد . ] دبيس بر عهده گرفت كه ابو الحسن را به بغداد نزد برادر برد . در اين احوال حادثهء برسقى با دبيس پيش آمد و دبيس در انجام آن امر تأخير كرد . برادر خليفه در ماه صفر سال 513 به واسط شد و آنجا را بگرفت [ و گروهى گردش را گرفتند و عصيان آغاز كرد . ] خليفه نزد دبيس كس فرستاد و در باب امير ابو الحسن او را باز خواست نمود كه به چه سبب برادرش از جوار او بيرون رفته و دست به آشوب زده است . دبيس فرمان خليفه را اطاعت كرد و لشكرى به واسط فرستاد ، و امير ابو الحسن را بيافت و بگرفت و نزد برادرش المسترشد باللّه فرستاد .
سلطان مسعود پسر سلطان محمد بن ملكشاه در موصل بود ، اتابك [ آى ابه ] جيوش بك نيز با او بود . اين دو غيبت سلطان محمود را غنيمت شمرده عزم عراق كردند . وزير مسعود ، فخر الملك ابو على بن عمار صاحب طرابلس و قسيم الدوله زنگى بن اقسنقر ابو المعالى پدر الملك العادل و كرباوى [ 1 ] بن خراسان التركمانى صاحب بوازيج [ 2 ] و ابو الهيجاء
هامش
[ ( 1 ) ] متن : كردياوى
[ ( 2 ) ] متن : بواريح .