وارد مكه شد و هر چه توانست از مردمى كه در موقف بودنم بكشت و گنجى را كه از عهد جاهليت در كعبه باقى مانده بود و پيامبر ( ص ) و خلفاى بعد از او بدان دست نزده بودند ، بيرون آورد . گويند دويست قنطار زر بود . حسين آن زر ميان اصحاب خود تقسيم كرد .
هرثمه بار ديگر با ابو السرايا در آويخت و او را منهزم ساخت . هرثمه از پى ابو السرايا روان شد و او را در كوفه مغلوب نمود . ابو السرايا به قادسيه رفت و از آنجا به واسط شد - عامل واسط با او به مقابله پرداخت . ابو السرايا از واسط نيز برفت و مغلوب و مجروح خود را به جلولا افكند . عامل جلولا او را بگرفت و نزد حسن بن سهل به نهروان فرستاد . حسن بن سهل فرمود تا سرش برگيرند . اين واقعه در سال 200 اتفاق افتاد .
چون خبر قتل ابو السرايا به طالبيين كه در مكه بودند رسيد ، گرد آمدند و با محمد بن جعفر الصادق بيعت كردند و او را امير المؤمنين خواندند . پسر او على و حسين بن الحسن [ 1 ] زمام حل و عقد كارهايش را بر دست گرفتند چنان كه او را هيچ اختيارى نماند . ابراهيم فرزند برادرش موسى الكاظم بن جعفر الصادق با جماعتى از اهل بيت خود به يمن رفت - و در آنجا مردم را به امامت خود فرا خواند . و بر بسيارى از بلاد يمن غلبه يافت او را جزار لقب دادند ، زيرا بسيارى از مخالفان را سر بريد .
اسحاق بن موسى بن عيسى عامل يمن بگريخت و نزد مأمون رفت . مأمون او را با سپاهى به نبرد با اين گروه از طالبيين روان نمود . محمد بن جعفر الصادق به ميان اعراب كه در ساحل دريا بودند رفت ، اسحاق از پى او روان گرديد . تا آنگاه كه محمد امان طلبيد و امانش داد . محمد به مكه وارد شد و با مأمون بيعت كرد و بر منبر خطبه خواند و به مأمون دعا كرد . سپاهيان عباسى به يمن آمدند و طالبيين را از آنجا براندند و دعوت عباسى را بر پاى داشتند .
پس حسين بن الحسين الافطس قيام كرد و در مكه دعوت آشكار نمود .
چون مأمون به كثرت شيعيان و دعويهاى گوناگون ايشان نگريست و خود نيز دربارهء على بن ابى طالب و سبطين [ ع ] نظرى نزديك به نظر آنان داشت ، على ملقب الرضا فرزند موسى الكاظم بن جعفر الصادق [ ع ] را به سال 201 به ولايت عهدى خويش برگزيد و به همه جا نامه فرستاد و خود در برابر مردم جامهء سياه از تن به در كرد و جامهء سبز پوشيد . بنى - عباس از اين كار او به خشم آمدند و در سال 202 در عراق با عمش ابراهيم بن المهدى دست بيعت دادند و به نامش در بغداد خطبه خواندند و اين امر سبب فتنهاى بزرگ گرديد . مأمون تا آتش فتنه را در عراق فرو نشاند عزم بغداد نمود على بن موسى الرضا به
هامش
[ ( 1 ) ] متن دو پسرش على و حسين .