خراسان مانده بود تا مردم آن ديار آتش فتنه برنينگيزند و حسن بن سهل را امارت عراق داده بود . در اين روزگاران اوضاع عراق سخت نابسامان بود و چنين شهرت يافته بود كه حسن بن سهل زمام اختيار مأمون را در دست دارد و او را از همه جا بىخبر گذاشته است شيعه نيز از اين امر ناخشنود بود . علويان آهنگ آن كردند كه فرصت غنيمت شمارند و حكومت را به دست گيرند . اعقاب ابراهيم بن محمد بن الحسن المثنى كه در ايام منصور در بصره كشته شده بود در عراق بودند يكى از ايشان محمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم [ 1 ] بود و به سبب لكنتى كه پدرش بر زبان داشت او را ابن طباطبا [ 2 ] خواندند و اين لقب را از ايام كودكى به ابراهيم بن اسماعيل داده بودند .
شيعيان ابن طباطبا از زيديه و ديگران بودند كه به امامت او دعوت مىكردند زيرا او امامت را از جدش امام ابراهيم به ارث برده بود . ابن طباطبا در سال 199 خروج كرد و مردم را به سوى خود خواند . ابو السرايا سرى بن منصور از رؤساى بنى شيبان با او بيعت كرد و امور رزمى او را بر عهده گرفت و كوفه را در تصرف آورد و از ميان اعراب و جز ايشان جماعتى به دو گرويدند .
حسن بن سهل زهير بن المسيب را به جنگ او فرستاد . ابن طباطبا او را منهزم ساخت و لشكرگاهش را تاراج نمود . محمد سحرگاه روز ديگر به ناگاه بمرد . گويند ابو السرايا او را زهر داد . زيرا دست او را از تصرف در غنايم باز داشته بود . در همان روز ابو السرايا با محمد بن زيد بن على زين العابدين بيعت كرد . و زمام رأى و ارادهء او را به دست خود گرفت . ابو السرايا سپاهيان مأمون را چند بار در هم شكست و بصره و واسط و مداين را در تصرف آورد .
حسن بن سهل هرثمة بن اعين را به جنگ او نامزد كرد . هرثمه را از حسن بن سهل غبارى بر دل بود ، حسن او را خشنود ساخت و لشكرى عظيم براى او بسيج نمود . هرثمه با سپاه خود به مداين راند . ابو السرايا مغلوب گرديد و خلق بسيارى از ياران و سپاهيانش كشته شدند .
ابو السرايا ، حسين الافطس فرزند حسن بن على زين العابدين را به امارت مكه فرستاد و محمد بن سليمان بن داود بن حسن المثنى بن الحسن را به امارت مدينه و زيد بن موسى بن جعفر - الصادق را به امارت بصره . اين زيد را از آن رو كه بسيارى از مردم را در آتش سوزانده بود ، زيد النار مىخواندند . اينان مكه و مدينه و بصره را در تصرف آوردند . مسرور خادم بزرگ و داود [ 3 ] بن عيسى در مكه بودند . چون از نزديك شدن حسين الافطس به مكه آگاه شدند خود از مكه بگريختند و مردم آشفته و سرگشته در موقف بماندند . ديگر روز حسين
هامش
[ ( 1 ) ] متن : محمد بن اسماعيل بن ابراهيم .
[ ( 2 ) ] متن : طباطبا .
[ ( 3 ) ] سليمان بن داود .