تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
از حلب برفت و ابن ملهم به شهر فرود آمد . سپاهيان ناصر الدوله و ابن ملهم شهر را تاراج كردند . آنگاه ميان محمود بن نصر بن صالح بن مرداس و ناصر الدوله ابو على در خارج شهر نبرد در گرفت و ناصر الدوله منهزم گرديد . محمود به شهر در آمد و آن را در تصرف آورد و در ماه شعبان سال 452 قلعه را تصرف نمود و ابن حمدان را از آنجا آزاد كرد ، ابن ملهم نيز به مصر رفت .

بازگشت ثمال بن صالح به حلب و فرار محمود بن نصر از آنجا

چون محمود بن نصر ، ناصر الدوله را منهزم ساخت و قلعه را از ابن ملهم گرفت ، معز الدوله ثمال بن صالح از آن وقت كه حلب را به مستنصر تسليم كرده بود ، يعنى در سال 449 در مصر مىزيست . اينك مستنصر او را به حلب فرستاده و اجازتش داده بود كه حلب را از برادر زاده خود محمود بستاند . او نيز بيامد و در ماه ذو الحجهء سال 452 حلب را محاصره نمود . محمود از دايى خود منيع بن شبيب بن وثاب النميرى يارى خواست . او فرمانرواى حران بود . خود به تن خويش بيامد و ثمال بن صالح را از حلب دور كرد . ثمال در محرم سال 453 به جانب باديه راند . چون منيع به حران باز گرديد ، ثمال در ربيع الاول سال 453 به حلب باز گرديد و به غزاى روم رفت و پيروزيها و غنايم به دست آورد . ثمال بن صالح در همان نزديكى كه بر حلب استيلا يافته بود - يعنى در ماه ذو القعدهء سال 454 از جهان برفت . او برادر خود عطية بن صالح را به جاى خويش برگزيده بود . در همان اوان كه ثمال به مصر رفته بود عطيه نيز به رحبه رفته بود ، در اين هنگام بيامد و بر حلب مستولى شد .

بازگشت محمود به حلب و گرفتن او آن شهر را از عطيه

چون عطيه حلب را تصرف كرد - و اين به هنگام استيلاى سلجوقيان بر ممالك عراق و شام و تقسيم شدن دولتشان بود - گروهى از آنان بر عطيه وارد شدند و او به خدمتشان گرفت و به نيروى آنان نيرومند شد . ولى پس از چندى يارانش او را از شر و فساد ايشان بترسانيدند و اشارت كردند كه همه را بكشد . مردم شهر بر تركمانان سلجوقى هجوم آوردند و جماعتى از ايشان را كشتند و باقى به محمود بن نصر كه در حران بود پناه بردند و او را به تسخير حلب برانگيختند . او نيز به حلب سپاه آورد و آنجا را در محاصره گرفت و تصرف نمود . اين واقعه در ماه رمضان سال 455 بود . كار محمود بن نصر در حلب قوام گرفت . عطيه عم او نيز به رقه رفت و آنجا را تصرف كرد و همچنان در رقه ببود تا آنگاه كه شرف الدوله مسلم بن قريش در سال 463 آن شهر را بگرفت و عطيه به روم رفت و در سال 465 در آنجا بمرد . كار محمود بن نصر در حلب بالا گرفت . محمود سپاهى از تركانى كه در سال 460 با سردار خود ابن الخان به خدمت او آمده بودند ، به يكى از دژهاى روم فرستاد . اينان آن دژ را
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 391 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى