معز الدوله ابو علوان ثمال بن صالح بن مرداس از زمان هلاكت پدر و برادرش در رحبه بود ، اينك به حلب آمد و آنجا را محاصره كرد و تصرف نمود . ياران دزبرى به قلعه پناه بردند و از مصريان يارى خواستند ولى مصريان كارى نكردند . حسين بن احمد [ 1 ] كه پس از دزبرى والى دمشق شده بود سرگرم نبرد با حسان بن مفرج صاحب فلسطين بود . چون مدافعان قلعه به جان آمدند ، قلعه را به معز الدوله ثمال بن صالح تسليم نمودند و معز الدوله ثمال بن صالح در ماه صفر سال 434 وارد قلعه شد . او همچنان در قلعه مستقر بود تا از سوى مصر سپاهى به سردارى ابو عبد اللّه [ 2 ] بن ناصر الدولة بن حمدان بر سر او آمد . شمار آنان به پنج هزار نفر رسيده بود . ثمال بن صالح بن نبرد بيرون آمد و دفاعى مردانه كرد . در اين حال سيلى بنيان كن بيامد ، چنان كه نزديك بود كه همه را با خود ببرد ، اين امر سبب شد كه از حلب روانهء مصر شوند .
بار ديگر در سال 441 سپاهى به سردارى رفق الخادم بيامد . ثمال بن صالح با آنان نبرد كرد و منهزمشان گردانيد و رفق به اسارت در آمد و در اسارت بمرد .
بازگشت ثمال بن صالح از حلب و امارت ابن ملهم بر آن
همواره لشكرها ميان مصر و حلب در آمد و شد بودند و هر بار شهر را در محاصره مىگرفتند تا صالح از امارت حلب ملول شد و از نگهدارى و ضبط آن عاجز آمد . پس نزد المستنصر باللّه صاحب مصر كس فرستاد و گفت كه حلب را به او وا مىگذارد . المستنصر باللّه نيز مكين الدوله ، ابو على حسن بن على بن ملهم را بفرستاد و ثمال در سال 449 ، حلب را تسليم او نمود . ثمال به مصر رفت و برادرش عطية بن صالح به رحبه رفت و ابن ملهم بر حلب استيلا يافت .
عصيان مردم حلب عليه ابن ملهم و امارت محمود بن نصر بن صالح
ابن ملهم دو سال يا در حدود دو سال در حلب ماند . سپس خبر شنيد كه مردم حلب با محمود [ 3 ] بن نصر بن صالح مكاتبه كردهاند كه حلب را به او تسليم كنند .
ابن ملهم جماعتى از ايشان را بگرفت و اين سبب شورش مردم حلب گرديد . ابن ملهم را در قلعه حبس كردند و نزد محمود بن نصر كس فرستادند . او در نيمهء سال 452 لشكر به حلب آورد و در محاصرهء ابن ملهم شركت جست و جماعاتى از اعراب نيز با او همدست شدند .
ابن ملهم از المستنصر باللّه علوى يارى طلبيد . المستنصر به ناصر الدوله ابو محمد حسين بن - حسن [ 4 ] بن حمدان نوشت كه سپاه به حلب برد . او نيز به سوى حلب در حركت آمد و محمود
هامش
[ ( 1 ) ] متن : حسين بن حمدان .
[ ( 2 ) ] متن : ابو عبيد اللّه .
[ ( 3 ) ] متن : محمد
[ ( 4 ) ] متن : محمد الحسن بن الحسين .