آن منقرض شد و ملوك غز از خاندان سلجوقى و امراى ايشان بر آن استيلا يافتند . و البقاء للّه وحده .
خبر از دولت بنى صالح بن مرداس در حلب و آغاز كار و سرگذشت احوال ايشان
آغاز كار صالح بن مرداس در امر حكومت ، تصرف رحبه بود . صالح بن مرداس از بنى كلاب بن ربيعة بن عامر بن صعصعه است و مساكنشان در حوالى حلب بود .
ابن حزم گويد : صالح بن مرداس از فرزندان عمرو بن كلاب بود . رحبه از آن ابو على بن ثمال الخفاجى بود . عيسى بن خلاط العقيلى او را به قتل آورد و رحبه را بگرفت . رحبه تا مدتى در دست او ماند . سپس بدران بن المقلد بر آن شهر مستولى شد . آنگاه لؤلؤ البشارى [ 1 ] به فرمان الحاكم بامر اللّه از دمشق بدان شهر لشكر برد . نخست رقه را در تصرف آورد ، سپس رحبه را از بدران بن المقلد بستد و به دمشق باز گرديد .
در رحبه مردى بود به نام ابن محكان [ 2 ] او شهر را در تصرف گرفت . آنگاه نزد صالح بن مرداس كس فرستاد تا او را به پشتيبانى خود وادارد . صالح بن مرداس به رحبه آمد و مدتى در آن شهر درنگ كرد ، سپس ميانشان خلاف افتاد و صالح به قتال با او پرداخت . پس كار به مصالحه كشيد و ابن محكان دختر خود را به او داد و صالح به شهر در آمد . آنگاه ابن محكان اهل و عيال و اموال خود را به عانه فرستاد و از ايشان گروگان گرفت و اين بعد از آن بود كه مردم عانه را به اطاعت خويش در آورده بود ، اما مردم عانه پس از چندى عصيان كردند و اموال او را تصاحب كردند . ابن محكان با صالح بن مرداس به عانه لشكر برد . صالح كسى را بر گماشت و او را بكشت . آنگاه خود به رحبه آمد و رحبه را بگرفت و بر اموال ابن محكان تسلط يافت و دعوت علويان مصر در آنجا آشكار نمود .
آغاز كار صالح بن مرداس در تصرف حلب
پيش از اين آورديم كه لؤلؤ غلام ابو المعالى بن سيف الدوله در حلب بر پسر او ابو الفضائل تحكم مىكرد و شهر را از او بستد و شعار عباسيان محو كرد و خطبه به نام الحاكم بامر اللّه علوى فرمانرواى مصر خواند . سپس ميان او و الحاكم بامر اللّه خلاف افتاد و صالح بن مرداس طمع در تصرف حلب كرد ، و در آنجا از جنگهايى كه ميان صالح و لؤلؤ در گرفت سخن گفتيم .
لؤلؤ را غلامى بود به نام فتح كه او را به محافظت قلعهء حلب گماشته بود . فتح به
هامش
[ ( 1 ) ] متن : السارى
[ ( 2 ) ] متن : ابن مجلكان .