سبب شد كه بنى اميه بر او لعنت كنند . نيز تو خودآگاه هستى كه ما را در جاهليت چه مآثرى بوده است . چون سقايت بزرگ حجاج و توليت چاه زمزم و اين دو ويژه عباس بود نه ديگر برادرانش . پدرت در اين باب به عمر شكايت برد و عمر به سود ما راى داد .
چون رسول خدا ( ص ) از دنيا رخت بربست از عموهاى او جز عبّاس كسى زنده نبود پس وارث او از ميان فرزندان عبد المطلب عباس بود . چند تن از بنى هاشم به طلب خلافت برخاستند و هيچ يك از آنان به او دست نيافتند جز فرزندان عباس . سقايت از آن او و حق اوست و او وارث رسول خدا ( ص ) است و فرزندان او هستند كه اينكه به خلافت رسيدهاند پس همه فضائل از قديم و جديد از آن ماست . اما اينكه مىگويى كه عباس با اكراه به جنگ بدر رفت اگر عباس با اكراه به جنگ بدر رفت ، طالب و عقيل از گرسنگى مرده بودند و كاسههاى عتبه و شيبه را مىليسيدند ، عباس آنان را نگهدارى مىكرد و ننگ را از شما دور ساخت .
به هنگامى كه اسلام آمد عبّاس ، ابو طالب و فرزندان او را از تنگدستيى كه دچار آن شده بودند نجات داد و عقيل را كه در جنگ بدر اسير شده بود فديه داد و آزاد نمود . آرى ما در ايام جاهليت شما را در حمايت خود داشتيم و ، در اسلام اسيرانتان را آزاد مىكرديم ، اينك حق ماست كه به جاى شما وارثان خاتم پيامبران باشيم ، و به خونخواهى شما بر - خيزيم ، در حالى كه شما خود از گرفتن انتقام خود عاجز بوديد و شما را به جايى برسانيم كه خود ياراى رسيدن به آن را نداشتيد و السلام .
آنگاه منصور ، عيسى فرزند عم خود موسى بن على را به جنگ محمد نامزد كرد ، او نيز با سپاهى روان شد و در مدينه با او نبرد كرد و منهزمش ساخت و در اواسط رمضان سال 145 او را بكشت .
پسر محمد بن عبد اللّه ( نفس زكيه ) موسوم به على به سند رفت و در آنجا بود تا كشته شد . پسر ديگرش عبد اللّه الأشتر در خفا مىزيست تا آنگاه كه پس از حوادث بسيارى كه بر او گذاشت نيز به قتل آمد . و ما اخبار آنها را مفصلا در ضمن اخبار ابو جعفر المنصور آوردهايم .
چون عيسى بن موسى از نبرد با محمد بن عبد اللّه بن الحسن به نزد منصور بازگشت ، خليفه او را به جنگ ابراهيم بن عبد اللّه ، برادر محمد فرستاد . عيسى در باخمرى [ 1 ] با او نبرد كرد و در ماه ذو القعدهء آن سال ( 145 ) منهزمش ساخت و به قتلش آورد . عيسى بن زيد بن على نيز در زمرهء اصحاب او كشته شد . و ما در اخبار منصور از آن نيز سخن گفتيم .
اين قتيبه مىپندارد كه عيسى بن زيد بن على بر منصور خروج كرد ، و اين امر بعد از
هامش
[ ( 1 ) ] العبره .