نتواند در امور مداخله كند .
مرگ ابو كامل و امارت قريش بن بدران
چون قريش بن بدران به امارت رسيد ، عم خود قرواش را به قلعهء جراحيه [ از اعمال موصل ] فرستاد و خود در سال 444 عازم عراق شد . برادرش مقلد بن بدران عليه او عصيان كرد و نزد نور الدوله [ 1 ] دبيس بن مزيد رفت و به دو پناه برد . قريش بن بدران خان و مان او را به غارت برد و به موصل باز گرديد . اعراب به خلاف قريش برخاستند و عمال حظيره الملك الرحيم هر چه او را در نواحى عراق بود ، تاراج كردند .
قريش بن بدران ، آنگاه به دلجويى از اعراب پرداخت و روانهء عراق گرديد تا هر چه از او برده بودند بازستاند . چون به صالحيه رسيد ، جمعى از ياران خود را به ناحيهء حظيره فرستاد و آنجا را تاراج كردند . در اين حال كامل بن محمد بن المسيب [ 2 ] صاحب حظيره برسيد و آنان را تار و مار كرد . چون خبر به قريش رسيد خود بيامد با جماعتى از اعراب و كردان . كامل بن محمد شكست خورد و از معركه بگريخت ؛ قريش از پى او براند ولى به او نرسيد . پس به مكان بلال [ 3 ] بن غريب رسيد . قريش آنجا را غارت كرد و به عراق داخل گرديد ؛ و نزد نواب الملك الرحيم كس فرستاد و اظهار طاعت نمود و مالى را كه بر عهده گرفته بود بار ديگر ضمانت تجديد كرد ، آنان نيز بپذيرفتند ؛ زيرا الملك الرحيم در خوزستان گرفتار كارهاى خويش بود .
اين امر سبب استقرار و قوت كار او گرديد .
در سال 444 معتمد الدوله ابو منيع قرواش بن مقلد در زندان خود در قلعهء جراحيه بمرد .
پيكر او را به موصل آوردند و در ناحيهء شرقى نينوا به خاك سپردند . قرواش يكى از رجال عرب بود .
استيلاى قريش بن بدران بر انبار
در سال 446 ، قريش بن بدران از موصل سپاه بيرون برد و شهر انبار را فتح كرد و آن را از دست عمال بساسيرى بستد . بساسيرى به انبار لشكر كشيد و آنجا را بازپس ستد .
جنگ قريش بن بدران و بساسيرى سپس اتحاد آن دو و خطبه خواندن قريش به نام صاحب مصر
قريش بن بدران نزد طغرلبك آنگاه كه در رى بود ، رسولى فرستاد و اظهار فرمانبردارى نمود و به نام او در همهء بلاد خود خطبه خواند . چون طغرلبك به بغداد درآمد و الملك -
هامش
[ ( 1 ) ] متن : نور الدين
[ ( 2 ) ] متن : قريش بن المسيب
[ ( 3 ) ] متن : بلاد .