بزرگ به پادشاهى نشست و با مردى به نام رومانوس كه از خاندان شاهى بود ازدواج كرد ؛ و همو بود كه رها را از مسلمانان بستد . اين رومانوس را خادمى بود كه پيش از آنكه به پادشاهى نشيند در خدمت او بود . از مردم عادى بود و فرزند مردى صيرفى ، به نام ميخائيل .
رومانوس او را بر كشيد و زمام بسيارى از كارهاى دولت خود را به دست او سپرد . زن رومانوس به ميخائيل دلبستگى يافت و هر دو براى قتل رومانوس حيلهاى انديشيدند و عاقبت او را خفه كردند ؛ و با آنكه روميان چنين ازدواجى را ناخوش مىداشتند . با ميخائيل ازدواج كرد .
پس از چندى ميخائيل بيمار شد و چهرهاش زشت گرديد ؛ برادرزادهء خود را كه او نيز ميخائيل نام داشت به جانشينى خود برگزيد . اين ميخائيل چون به پادشاهى رسيد خويشاوندان مادرى و برادران خود را در بند كشيد و در سال 433 به نام خود سكه زد .
ميخائيل زن خود را كه دختر پادشاه بود فرا خواند و او را به رهبانيت و استعفا از پادشاهى واداشت و او را بزد و به جزيرهاى تبعيد نمود . سپس عزم آن كرد كه بطريرك را نيز به قتل رساند ، تا از تحكم او برهد . پس او را فرمان داد به دير رود و در آنجا وليمهاى ترتيب دهد و نزد او برد ؛ آنگاه جماعتى از روميان و بلغاريان را فرستاد تا او را بكشند .
بطريرك آنان را مالى داد كه از كشتن او صرف نظر كنند ، و به كليساى خود باز گشت و روميان را به عزل ميخائيل بر انگيخت و نزد زنش كه در آن جزيره تبعيد بود كس فرستاد و او را فرا خواند ، ولى زن نپذيرفت و همچنان در رهبانيت بماند . بطريرك نيز او را از پادشاهى خلع كرد .
آنگاه خواهر او تئودورا [ 1 ] را بر تخت پادشاهى نشاندند و يكى از خادمان پدرش را به تدبير امور كشورش بر گماشتند و ميخائيل را خلع كردند . طرفداران او با طرفداران تئودورا به پيكار پرداختند . طرفداران تئودورا بر ياران او غلبه يافتند و اموالشان را تاراج كردند .
روميان پس از اين وقايع خواستار پادشاهى شدند كه خود زمام امور را در دست داشته باشد . ميان چند تن كه نامزد پادشاهى بودند قرعه زدند ، قرعه به نام قسطنطين در آمد . او را به پادشاهى برداشتند ؛ ملكهء بزرگتر با او ازدواج كرد و در سال 434 خواهر كوچك او ، از همهء حقوق خود بگذشت .
در اين روزها مردى از روميان به نام ارميناس [ 2 ] خروج كرد و بيست هزار سپاهى گرد آورد . قسطنطين لشكر فرستاد ، ارميناس را كشتند و سرش را نزد او آوردند و يارانش پراكنده شدند .
در سال 335 كشتيهاى از آن روسها [ 3 ] به قسطنطينيه نزديك شد و به شيوهاى كه معهود روميان نبود به پادشاه پيام فرستادند . روميان با آنان عزم نبرد كردند . جماعتى از ايشان از
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بدرونه
[ ( 2 ) ] متن : ميناس
[ ( 3 ) ] متن : روميان .