تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
تركان بغداد و مقبل بن المقلد و جماعتى از بنى عقيل نيز از پى او رفتند . سلطان ، هزار اسب بن بنگير را نزد دبيس و قريش فرستاد و آنان را نزد خود خواند ، ولى آن دو بر جان خود بيمناك بودند . پس قريش ابو السداد [ 1 ] هبة اللّه بن جعفر را فرستاد و دبيس پسر خود بهاء الدوله منصور را . سلطان هر دو را گرامى داشت و آنها را بر اعمالشان امارت داد . اعمال قريش ؛ موصل ، نصيبين ، تكريت ، اوانا ، نهر بيطر ، هيت ، انبار ، بادرويا [ 2 ] و نهر الملك بود . آنگاه سلطان طغرل قصد ديار بكر نمود . برادرش ابراهيم ينال [ 3 ] نيز به دو پيوست ، هزار اسب نزد قريش و دبيس كس فرستاد و آنان را از ديدار با ابراهيم بر حذر داشت . آنگاه قتلمش پسر عم سلطان از آنچه سال گذشته از مردم سنجار در آن هنگام كه با قريش و دبيس در آويخته بودند - ديده بود به سلطان شكايت برد . سلطان لشكرى به سنجار فرستاد و امير آن شهر مجلى [ 4 ] بن مرجا را بكشت و از مردم بسيارى را كشتار كرد ، از زن و مرد . ابراهيم ينال براى رهايى ديگران از مرگ ، روى شفاعت بر زمين نهاد و سلطان از سر خونشان بگذشت و سنجار و موصل و همهء آن نواحى را به برادر خود ابراهيم ينال داد و به بغداد بازگشت در ماه ذو القعدهء سال 449 وارد بغداد گرديد .

بيرون رفتن ابراهيم ينال از موصل و آنچه براى قريش بن بدران در آنجا اتفاق افتاد و در بغداد با بساسيرى و دربند كشيدن القائم بامر اللّه ايشان را

در سال 450 ، ابراهيم ينال از موصل به بلاد جبال [ 5 ] لشكر برد . طغرلبك ترسيد كه مبادا رفتن او از سر عصيان باشد . نامه‌اى خود به او نوشت و نامه‌اى نيز به خليفه . ابراهيم نزد سلطان بازگشت و وزير عميد الملك الكندرى به ديدار او بيرون شد . چون ينال از موصل دور گرديد ، بساسيرى و قريش بن بدران به موصل در آمدند و آنجا را در تصرف آوردند . سپس قلعهء شهر را محاصره كردند و چنان بر محاصره‌شدگان تنگ گرفتند كه به دست ابن موصك [ 6 ] صاحب اربل [ 7 ] امان خواستند و امانشان دادند ، و قلعه را ويران ساختند . سلطان طغرلبك در همان وقت به موصل رفت ولى قريش و بساسيرى موصل را ترك گفته بودند . طغرل از پى آنها به نصيبين راند . برادرش ابراهيم ينال از او جدا شد و در سال 450 راهى همدان گرديد . سلطان از پى او راند و در شهر همدان به محاصره‌اش افكند . بساسيرى در اين فرصت به بغداد آمد و هزار اسب در واسط بود . دبيس نيز در بغداد بود ، خليفه او
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ابو السيد [ ( 2 ) ] متن : بادرونا [ ( 3 ) ] متن : نيال [ ( 4 ) ] متن : على . [ ( 5 ) ] متن : روم [ ( 6 ) ] متن : ابن موشك [ ( 7 ) ] متن : اربد .