كشتيهاى خود خارج شده به خشكى آمده بودند . روميان آتش در كشتيها زدند و آنها را سوختند و باقى را كشتند .
رميدگى ميان قرواش و كردان
كردان را دژى چند بود در مجاورت موصل . يكى از اين دژها قلعهء عقر [ 1 ] و متعلقات آن بود و صاحب آن ابو الحسن بن عيسكان [ 2 ] حميدى و ديگرى قلعهء اربل بود از آن ابو الحسن بن موصك هدبانى . ابو الحسن بن موصك هدبانى را برادرى بود به نام ابو على بن موصك كه حميدى او را برانگيخت تا اربل را از برادر خود بازستاند و او چنان كرد و برادر خود ابو الحسن را اسير كرد .
در اين ايام قرواش و برادرش زعيم الدوله ابو كامل به امور عراق مشغول بودند . چون از ماجرى خبر يافتند به هم بر آمدند و هر دو به موصل باز گشتند ؛ ولى خشم خود آشكار نكردند .
قرواش نزد حميدى و هدبانى كس فرستاد و خواست تا او را عليه نصر الدولة بن مروان يارى كنند . حميدى خود بيامد و هدبانى برادرش را فرستاد . چون ميان قرواش و نصر الدوله صلح افتاد ، قرواش ابو الحسن بن عيسكان حميدى را بگرفت ، سپس چنان قرار داد كه او را آزاد مىكند بدان شرط كه ابو الحسن هدبانى را آزاد كند ، و اربل را از برادرش گرفته به دو دهد و گفت اگر ابو على از آزاد كردن برادر امتناع نمود باك نداشته باشد ، از او حمايت خواهد كرد . ابو الحسن حميدى اجابت كرد و پسرش را به گروگان نهاد ، و حميدى را از اسارت آزاد نمود . سپس نزد ابو على بن موصك كس فرستاد كه اربل را به ابو الحسن برادر خود تسليم نمايد . او نيز به موصل آمد تا اربل را به برادرش ابو الحسن تسليم نمايد . قرواش نيز دژهايش را به او تسليم كرد . ابو الحسن بن عيسكان و ابو على بيرون آمدند تا به اربل روند و قلعه را تسليم ابو الحسن بن موصك نمايند ؛ ولى در راه آهنگ قتل او كردند و چون بر او دست نيافتند ، يارانش را گرفتند و او خود به موصل گريخت . اين امر سبب شد آتش اختلاف ميان ايشان و قرواش افروختهتر گردد .
خلع قرواش و امارت برادرش ابو كامل و بازگشت قرواش
[ در سال 441 ] ميان معتمد الدوله قرواش و برادرش زعيم الدوله ابو كامل خلاف افتاد .
سبب آن بود كه قريش ، پسر برادرشان بدران به خلاف عم خود ابو كامل برخاست و جماعتى را عليه او گرد آورد . عموى ديگرش يعنى قرواش نيز او را مدد كرد و ميانشان نبرد در گرفت .
قرواش از نصر الدولة بن مروان يارى طلبيد و او پسر خود سليمان را به يارىاش فرستاد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : عفر
[ ( 2 ) ] متن : عكشان .