تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
او نهادند و منزلتى عظيم يافت . ابو جعفر الحجاج ، ابو على بن اسماعيل را دستگير كرد ولى او بگريخت و به مهذب - الدوله پيوست .

گرفتار آمدن على بن المسيب

مشاجره‌اى ميان اصحاب مقلد بن المسيب و اصحاب برادرش على بن المسيب در موصل در گرفته بود و اين پيش از رفتن مقلد به عراق بود . چون به موصل باز گرديد عزم آن كرد كه از ياران برادرش انتقام بگيرد . سپس چنان ديد كه با وجود برادرش اين كار از او بر - نمىآيد ، از اين رو براى دستگيرى برادر چاره مىانديشيد . پس سپاهيان خود را از ديلم و كرد گرد آورد و آنان را گفت كه قصد دقوقا دارد و سوگندشان داد كه سر از فرمان او نپيچند . خانهء مقلد در همسايگى خانهء برادرش على بود . از خانهء خود به آنجا نقب زد و از آن نقب به خانهء على درآمد و در بندش كشيد ، و به حبسش فرستاد . آنگاه زن او و پسرانش قرواش و بدران را به تكريت فرستاد . سپس سران عرب را فرا خواند و به آنان خلعت بخشيد و باب عطا بگشود و قريب به دو هزار سوار بر او گرد آمدند . آن زن با پسران خود نزد برادر ديگر مقلد حسن بن المسيب رفت . خيمه‌هاى او نزديك به تكريت بود . حسن به هم بر آمد و عرب را عليه مقلد بسيج كرد و با ده هزار سپاهى آهنگ او نمود . مقلد از موصل بيرون رفت و از مردم در باب نبرد با برادرش نظر خواست . بعضى چون رافع بن محمد بن مقن [ 1 ] رأى به نبرد داد ، ولى بعض ديگر چون برادر رافع ، غريب بن محمد بن مقن رأى به مصالحه و آشتى و صلهء رحم داد . در اين احوال خواهرش رهيله [ 2 ] دخت مسيب بيامد و برادر را شفاعت نمود و مقلد آزادش كرد و اموال او را به او باز گردانيد . مقلد به موصل باز گرديد و آمادهء قتال با على بن مزيد الاسدى شد كه به واسط رود ، زيرا او طرفدار برادرش حسن بن مسيب بود . چون مقلد به حله رسيد على از آن سو به موصل در آمد و شهر را در تصرف گرفت . مقلد به موصل باز گشت . چون برادر ديگرش حسن از واقعه آگاه شد و آن همه سپاهيان او را ديد ، روى شفاعت بر زمين نهاد و او را با برادر بر سر مهر آورد . مقلد در حالى كه دو برادرش على و حسن در كنار او بودند به موصل داخل شد ، سپس على از مقلد بيمناك شده بگريخت . بار ديگر ميان برادران صلح افتاد بدين شرط كه همواره يكى از آنها در شهر باشد . بار ديگر على بگريخت اين بار بنى خفاجه نيز با او بودند . على به عراق گريخت ، مقلد از پى او برفت ولى بر او دست نيافت و باز گرديد . مقلد بار ديگر به ديار على بن مزيد لشكر برد . ابن مزيد به مهذب الدوله صاحب بطيحه پيوست و او ميان دو برادر
هامش
[ ( 1 ) ] متن : معز [ ( 2 ) ] متن : رميله .