تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
از توطئه خبر يافت و بگريخت . قرواش و حسن از پى او تاختند ولى نيافتندش . قرواش خود را به خانه‌هاى او رسانيد و هر چه از اموال او در آنجا بود بر گرفت و همچنان ببود تا آنگاه كه ابو جعفر الحجاج آنان را احضار نمود .

فتنهء قرواش با بهاء الدولة بن بويه

در سال 392 قرواش بن مقلد ، جمعى از بنى عقيل را به مداين فرستاد و آن را در محاصره گرفت . ابو جعفر حجاج [ 1 ] بن هرمز نايب بهاء الدوله در بغداد ، سپاهى به مداين فرستاد و بنى عقيل را از آنجا براند . بنى عقيل و بنى اسد كه اميرشان على بن مزيد بود گرد آمدند و با يك ديگر متحد شدند . ابو جعفر به قتال آنان بيرون آمد و از خفاجه نيز يارى طلبيد و آنان را از شام فرا خواند ولى در نبرد با بنى عقيل و بنى اسد ، شكست خورد و از ديلميان جمعى كشته و جمعى اسير گرديدند . ابو جعفر بار ديگر به گرد آوردن سپاه پرداخت و در نواحى كوفه با ياران قرواش روبرو شد . اين بار بنى عقيل و بنى اسد شكست خوردند . ابو جعفر تا احياى بنى مزيد پيش رفت و اموالى بى حساب غارت كرد آنگاه در سال 397 به كوفه بر سر قرواش راند . آنگاه ميان قرواش بن المقلد و ابو على بن ثمال الخفاجى فتنه افتاد . بدين گونه كه در سال 397 قرواش بن المقلد با جماعتى كه گرد آورده بود ، به كوفه راند . ابو على بن ثمال الخفاجى در كوفه نبود . قرواش به شهر درآمد و اموال مردم را مصادره كرد . ابو على در سال 399 كشته شد . اين ابو على بن ثمال از سوى الحاكم بامر اللّه صاحب مصر ، امارت رحبه يافت ولى عيسى بن خلاط العقيلى راه بر او بگرفت و به قتلش آورد و بر رحبه استيلا يافت . سپس رحبه به دست ديگران افتاد تا آنگاه كه صالح بن مرداس الكلابى آنجا را در تصرف آورد .

دربند كشيدن قرواش وزيرانش را

معتمد الدوله قرواش بن المقلد ، ابو القاسم حسين بن على بن الحسين المغربى را وزارت داد . ماجرى آن بود كه پدرش از اصحاب سيف الدولة بن حمدان بود ، از او جدا شد و به مصر رفت و در آنجا صاحب مشاغل گرديد . اين ابو القاسم در مصر زاده شد و در مصر پرورش يافت . چون الحاكم بامر اللّه وزير مغربى را بكشت ، ابو القاسم پسرش به شام رفت و به حسان بن - مفرج بن الجراح الطائي پيوست . حسان او را واداشت كه بر صاحب مصر عصيان ورزد و با ابو الفتوح حسن بن جعفر [ العلوى الحسنى ] امير مكه بيعت كند ، او نيز چنين كرد . ولى كار ابو الفتوح به جايى نرسيد و ابو القاسم المغربى نيز به عراق رفت و در زمره ياران فخر الملك
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ابو جعفر بن حجاج .