تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
بن مرداس نيز در زمرهء در بندكشيدگان بود كه مدتى در سختى بسر برد . عاقبت از زندان بگريخت و نزد اهل و قبيلهء خويش رفت . آنگاه لشكرى گرد آورد و به حلب راند . ابن لؤلؤ در حلب بود . ميان دو طرف جنگهايى درگرفت و صالح در اين جنگها پيروز شد و در سال 406 ابن لؤلؤ را اسير نمود . ابن لؤلؤ را برادرى بود ، چون خود را از بند برهانيد و به حلب بازگرديد آن شهر را در ضبط آورد . آنگاه براى صالح بن مرداس مالى به عنوان فديه فرستاد و با پذيرفتن چند شرط برادر را آزاد كرد . چون ابن لؤلؤ آزاد شد و به حلب آمد غلام خود فتح را كه نايب او بر قلعه بود متهم ساخت كه در هزيمت او دست داشته ، پس تصميم به نابودى او گرفت . چون فتح از ماجرى خبر يافت ، به الحاكم بامر اللّه علوى نامه نوشت و دعوت علويان آشكار كرد و عليه ابن لؤلؤ عصيان نمود . الحاكم بامر اللّه نيز صيدا و بيروت را به اقطاع او داد . ابن لؤلؤ به انطاكيه نزد روميان رفت و در همانجا بماند و فتح به صيدا شد . الحاكم بامر اللّه نيز يكى را از جانب خود امارت حلب داد و دولت بنى حمدان در همهء شام و جزيره منقرض شد و حلب در تصرف عبيديان در آمد . سپس صالح بن مرداس الكلابى بر حلب چيره شد ، و او را در آن ديار دولتى پديد آمد كه به ارث به فرزندانش رسيد و ما در اخبار آنان خواهيم آورد .

خبر از دولت بنى عقيل در موصل و آغاز كار و چگونگى احوالشان

بنى عقيل ، بنى كلاب ، بنى نمير و بنى خفاجه ، همه از تيرهء عامر بن صعصعه‌اند و بنى - طى از كهلان است . اينان در سرزمينهاى ميان جزيره و شام و سواحل فرات پراكنده بودند و در شمار رعاياى بنى حمدان به آنان خراج مىپرداختند و همراه با ايشان به جنگ مىرفتند . چون دولت بنى حمدان روى به ضعف نهاد ، اينان نيرومند شدند و به قصد تصرف بلاد بر پاى خاستند . در سال 380 هنگامى كه ابو طاهر بن حمدان از ابو على بن مروان در ديار بكر - چنان كه گفتيم - شكست خورد و به نصيبين رفت ، ابو الذواد [ 1 ] محمد بن مسيب بن رافع بن المقلد بن - جعفر بن عمر بن مهند ، امير بنى عقيل بن كعب بن ربيعة بن عامر بر آن مستولى شد و ابو طاهر و يارانش را بكشت و به موصل رفت و آنجا را در تصرف آورد . آنگاه نزد بهاء الدولة بن بويه كه در بغداد بر خليفه فرمان مىراند رسولى فرستاد و از او خواست كه عاملى از سوى خود به موصل فرستد ، در صورتى كه زمام امور به دست ابن الذواد باشد . و در اين مقام دو سال ببود . بهاء الدوله به سال 382 به سردارى ابو جعفر حجاج بن هرمز سپاهى به موصل فرستاد و ابو الذواد را شكست داد و موصل را بگرفت . ابو الذواد با سپاهى از قوم خود و اعرابى كه
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ابو الدرداء .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 362 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى