تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
اما بعد ، طسم ، اين است آيات اين كتاب روشنگر براى آنان كه ايمان مىآورند . داستان راستين موسى و فرعون را بر تو مىخوانم . فرعون در آن سرزمين برترى يافت و مردمش را فرقه فرقه ساخت . فرقه‌اى را زبون مىشمرد و پسرانشان را مىكشت و زنانشان را زنده مىگذاشت ، زيرا كه فرعون از تبهكاران بود . و ما بر آن هستيم كه بر زبون‌شدگان آن سرزمين نعمت دهيم و آنان را پيشوايان سازيم و وارثان زمين گردانيم و به آنان در آن زمين مكانت بخشيم و به فرعون و هامان و لشكرهايشان چيزى را كه از آن بيم داشتند نشان دهيم . ) [ 1 ] همان امانى كه توبه من عرضه مىدارى ، من تو را ارزانى مىدارم زيرا تو خود مىدانى كه خلافت حق ماست و شما كه خواستار آن شديد به پايمردى ما بود و در فراچنگ آوردنش از شيعيان ما مدد گرفتيد و اكنون از آن بهره‌مند گشته‌ايد . پدر ما على عليه السلام وصى پيامبر و امام بود ، چگونه در حالى كه ما زنده هستيم اين ميراث - ميراث امامت - به شما رسيده است . شما خود خوب مىدانيد كه در ميان بنى هاشم كسى نيست كه از حيث فضيلت به علو مقام ، رسيده باشد و در قديم و جديد او را به حسب و نسب مفاخرى چون مفاخر ما باشد . از ميان شما در اسلام تنها ما فرزندان فاطمه دختر رسول خدا هستيم پس من از سوى پدر و مادر بهترين بنى هاشم هستم . از عجم زاده نشده‌ام و مادر من از كنيزان ام ولد نبوده است . خداوند عز و جل همواره پدران مرا از برگزيدگان قرار داد . پدر من از ميان پيامبران برترين ايشان يعنى محمد ( ص ) است و از ميان اصحاب او على ( ع ) است كه پيش از همه اسلام آورد و علمش از همه بيشتر بود و جهادش در راه خدا از همه افزونتر . مادر من خديجهء دختر خويلد است برترين زنان و نخستين كسى كه به خدا ايمان آورد و به سوى قبله نماز خواند و از ميان دختران پيامبر برترين ايشان بانوى زنان بهشتى و از ميان كسانى كه در اسلام متولد شده‌اند سروران جوانان بهشت . هاشم هم از سوى پدر پدر على بود و هم از سوى مادر و عبد المطلب دو بار پدر حسن بود و پيامبر دو بار پدر من بوده از حسن و حسين . در زمان جاهليت هم براى من پاكان را اختيار كرد . من زاده كسى هستم كه در بهشت بلندترين درجه و مقام را دارد و از رنج دوزخ هم آسوده است . من فرزند بهترين نيكان و بهترين بدان هستم و فرزند بهترين مردم بهشت و بهترين اهل دوزخ . پس تو - بايد كه در بيعت من درآيى تا تو را و فرزندان و اموالت را امان دهم و از هر چه كرده‌اى درگذرم . مگر كارهايى كه حد خدا را در پى داشته باشند و يا موجب تباه شدن حق مسلمان يا معاهدى شده باشند و تو خود حق وحد خود را بايد بهتر بشناسى . من به خلافت اولى از تو هستم و در نگهداشت پيمان وفادارتر از تو . اينكه گفته بودى كه مرا امان خواهى داد
هامش
[ ( 1 ) ] آيات 1 تا 6 از سورهء القصص .