تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
امانشان داد ولى دروازه‌هاى شهر را ويران نمود . عبيد اللّه المهدى فرمان داد كه مردم را عفو كند . آنگاه سالم بن راشد از سوى عبيد اللّه المهدى امارت صقليه يافت . او در سال 313 با لشكرى به صقليه آمد . از دريا بگذشت و سرزمين انكبرده را زير پى سپرد و چند دژ را بگشود و بازگرديد . بار ديگر نيز بدان سرزمين تاخت و چند روز شهر ادرنت را محاصره كرد ولى آن را رها كرده بازگشت . مردم صقليه همواره به متصرفات رومى در جزيرهء صقليه و قلوريه دستبرد مىزدند و در نواحى آنها به غارت و كشتار مىپرداختند . عبيد اللّه المهدى در سال 322 كشتيهاى جنگى خود را با يعقوب بن اسحاق در دريا روان داشت . آنان در نواحى جنوه قتل و تاراجى كردند و باز گرديدند . و در سال بعد باز لشكر به جنوه فرستاد و آن شهر را بگشود و از آنجا به سردانيه رفتند و كشتيهايش را آتش زدند و بازگرديدند . در سال 325 مردم جرجنت بر امير خود سالم بن راشد بشوريدند و با لشكريان او زد و خورد كردند . سالم خود پاى در ميدان نهاد و آنان را به شهرشان فرارى داد و شهر را در محاصره گرفت و از القائم محمد ابو القاسم بن عبيد اللّه المهدى يارى طلبيد . او نيز خليل بن - اسحاق را به يارىاش فرستاد . چون خليل به صقليه رسيد ، مردم از سالم بن راشد به او شكايت بردند و زنان و كودكان به دادخواهى پرداختند . مردم جرجنت و ديگر شهرهاى صقليه چنين كردند . خليل را بر مردم دل بسوخت . در اين ميان سالم دست به توطئه زد و به مردم چنان نمود كه خليل آمده است تا انتقام كسانى را از لشكريان كه كشته‌اند بستاند . اين دمدمه بگرفت و مردم خلاف آشكار كردند . خليل بن اسحاق شهرى در كنار دريا پى افكند و آن را خالصه ناميد . اين امر سبب شد كه مردم به سخن سالم بن راشد يقين كنند كه او آهنگ انتقام دارد و جنگ را بسيج شدند . در اواسط سال 326 خليل بن اسحاق در حركت آمد و هشت ماه آنان را در محاصره گرفت و هر صبح و شام جنگى مىكرد و چون زمستان فرا رسيد ، به خالصه باز گرديد . مردم صقليه همه دست اتحاد به يك ديگر داده آمادهء نبرد شدند و از پادشاه قسطنطينيه يارى خواستند . او نيز مردان جنگى و طعام برايشان فرستاد . خليل نيز از القائم محمد ابو القاسم يارى طلبيد . او نيز سپاهى فرستاد . خليل بن اسحاق قلعهء ابو ثور و قلعهء بلوط را تسخير كرد و قلعهء بلاطنو را محاصره نمود . تا سال 327 به پايان آمد ، پس از آنجا برخاست و به محاصرهء جرجنت پرداخت . خليل بن اسحاق ، خلف بن هارون را به محاصرهء شهر گماشت و خود از آنجا برفت . اين محاصره تا سال 329 ادامه داشت . بسيارى از مردم شهر به بلاد روم گريختند و باقى امان خواستند . خليل بن اسحاق بدان شرط كه قلعه را ترك گويند امانشان داد ، ولى بر آنها غدر كرد و اين امر مردم ديگر قلعه‌ها را به وحشت افكند و سر به اطاعت نهادند .