تيغ نمود . سپس ابو عبد اللّه الشيعى با سپاهيان كتامى به باغايه و مسكيانه [ 1 ] و سبيبه و سپس به قموده [ 2 ] رفت و همه را در قبضهء تسخير در آورد و مردمش را امان داد . آنگاه ابن ابى الاغلب از اربس حركت كرد . سپس ابو عبد اللّه به قسطيله و قفصه رفت و مردم آنجا را امان داد و همه به دعوت او در آمدند . آنگاه به باغايه باز گرديد و از آنجا به انكجان باز گشت . ابن ابى الاغلب به باغايه راند و آنجا را در محاصره گرفت و چون از سوى ابو عبد اللّه لشكر آمد به اربس برگشت . ابو عبد اللّه در ماه جمادى الاول سال 296 به اربس لشكر برد و خلق بسيارى را بكشت و به قموده مراجعت نمود .
چون خبر رسيد كه ابو عبد اللّه الشيعى به قموده داخل شده ، ابو مضر زيادة اللّه اموال و اثقال خود را برداشت و به طرابلس رفت كه از آنجا به مشرق رود . شيعى به افريقيه آمد . بر مقدمهء لشكر او عروبة بن يوسف و حسن بن ابى خنزير بودند . شيعى در ماه رجب سال 296 به رقاده داخل شد . مردم قيروان به ديدارش شتافتند و با او به نام عبيد اللّه المهدى بيعت كردند - و مادر اخبار ايشان و دولتشان آورديم - زيادة اللّه هفت روز در طرابلس ماند و ابراهيم بن ابى الاغلب نيز با او بود . او را گفته بودند كه ابراهيم قصد آن دارد كه پس از خروج او از قيروان زمام امور را به دست گيرد . اين بود كه ابو مضر زيادة اللّه از او روى گردان شد و قصد قتل او داشت . ابراهيم به مصر گريخت و سعايت كرد كه ابو مضر زيادة اللّه امارت مصر را مىخواهد . چون زيادة اللّه به مصر رسيد والى مصر عيسى النوشرى [ 2 ] او را راه نداد .
گفت بايد به فرمان خليفه باشد . او را هشت روز بيرون شهر سرگردان گذاشت . آنگاه از ابن - الفرات وزير المقتدر اجازت خواست كه به مصر در آيد . نامه رسيد كه در رقه مقام كند تا از رأى المقتدر آگاه گردد . زيادة اللّه يك سال در رقه درنگ كرد . نامه المقتدر برسيد كه بايد به افريقيه باز گردد . المقتدر ، نوشرى را فرمان داده بود كه او را به مرد و مال يارى دهد تا بار ديگر دعوت عباسى را به افريقيه باز گرداند .
چون ابو مضر زيادة اللّه به مصر رسيد دچار بيمارى مزمنى گرديد ، چنان كه موهايش ريخت .
گويند او را زهر خورانيده بودند . پس از چندى به بيت المقدس رفت و در آنجا بمرد .
پس از مرگ او بنى الاغلب پراكنده شدند و دولتشان منقرض گرديد . و البقاء للّه وحده . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم .
باقى اخبار صقليه و دولت بنى الحسن الكلبى در آنجا كه كارگزاران عبيديان بودند و سرانجام ايشان
چون عبيد اللّه المهدى بر افريقيه مستولى شد و آن سرزمين به فرمان او در آمد و عمال و
هامش
[ ( 1 ) ] متن : سكايه
[ ( 2 ) ] متن : عيسى البرشدى .