تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
كه در زندان بود بعضى از خادمان را به قتل پدرش ابو العباس بر انگيخت . و غلامان در خواب كشتندش . قتل او در ماه شعبان سال 290 اتفاق افتاد . پس از قتل او زيادة اللّه از زندان آزاد گرديد .

ابو مضر زيادة اللّه بن ابى العباس عبد اللّه

زيادة اللّه چون از زندان آزاد گرديد ، دولتمردان گرد آمدند و با او بيعت كردند . اول آن دو خواجه سرا را كه پدرش را كشته بودند ، بكشت و به لذات و ناى و نوش و همنشينى با مسخرگان و دلقكان روى آورد و امور مملكت را مهمل گذاشت . به برادرش احول [ 1 ] ، از زبان پدر نامه نوشت و او را فرا خواند و چون بيامد به قتلش آورد . نيز همهء عموها و برادرانش را بكشت . و كار ابو عبد اللّه الشيعى بالا گرفت . ابو مضر زيادة اللّه از بيم آنكه مبادا ابو عبد اللّه الشيعى به رقاده در آيد ، شبانه خود را به آن شهر رسانيد . شيعى شهر سطيف را بگرفت . ابو مضر زيادة اللّه لشكر به حرب او برد . سردار اين سپاه ابراهيم بن خنيش [ 2 ] از بر كشيدگان او بود . او با چهل هزار سپاهى به راه افتاد . شش ماه در قسطنطينيه [ 3 ] درنگ كرد و صد هزار مرد بر او گرد آمدند . با اين سپاه به كتامه رفت و با او در اجانه روبرو گرديد . ابو عبد اللّه بر سپاه ابراهيم زد و او را به هزيمت داد . و ابراهيم به باغايه گريخت و از آنجا به قيروان رفت . ابو عبد اللّه شهر طبنه را بگشود و فتح بن يحيى المساكتى [ 4 ] را كه در آنجا بود بكشت . سپس بلزمه را فتح كرد و بارويش را ويران نمود . چون ابو مضر زيادة اللّه خبر يافت ، بر او گران آمد و سپاهى گرد آورد و هارون بن الطبنى را بر آن فرماندهى داد و به دار الملوك كه مردمش به اطاعت ابو عبد اللّه در آمده بودند فرستاد . هارون مردم اين شهر را بكشت . ابو عبد اللّه به تيجس [ 5 ] سپاه فرستاد و آنجا را محاصره نمود و به صلح بگشود . شايعه‌ها در قيروان فزونى گرفت . ابو مضر زيادة اللّه ديوان عطا بگشود و مردم را به جنگ دعوت كرد و در سال 295 به قصد اربس بسيج كرد . چون به اربس رسيد ، چنان از شيعى به وحشت افتاده بود كه به اشارت اهل بيتش به رقاده باز گرديد و ابراهيم بن ابى الاغلب [ 6 ] از وجوه اهل بيت خود را سپهسالارى داد . ابو عبد اللّه الشيعى به باغايه رفت و آنجا را به صلح بگرفت و عاملش بگريخت . سپس لشكر را به مجانه فرستاد . در آنجا قبايل نفزه را قتل عام كرد و بر تيفاش مستولى شد . چون ابن ابى الاغلب خواست وارد تيفاش شود ، مردم شهر مانع آمدند و پيشروان لشكرش را منهزم نمودند . ولى او پاى فشرد و شهر را بگرفت و هر كه را در آنجا بود طعمهء
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ابى خول [ ( 2 ) ] متن : حبيش [ ( 3 ) ] متن : قسطيله [ ( 4 ) ] متن : المسالتى . [ ( 5 ) ] متن : تيحبسن [ ( 6 ) ] متن : ابراهيم بن الاغلب .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 291 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى