تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
كشى با سردغوس [ 1 ] همدست شد . حسن بن على الكلبى از اسماعيل المنصور يارى خواست ، او نيز هفت هزار سوار و سه هزار و پانصد پياده به يارىاش فرستاد . حسن نيز همهء نيروى خود را گرد آورد و از دريا و خشكى در جنبش آمد . نخست گروههايى از سپاه خود را به قلوريه فرستاد و بر جراجه [ 2 ] فرود آمد و شهر را در محاصره گرفت . در اين احوال خبر يافت كه روميان در راهند . اين بود كه با مردم شهر با گرفتن مالى مصالحه كرد و بازگشت . حسن قلعهء قسانه [ 3 ] را يك ماه محاصره كرد . از آنجا نيز مالى بستد و به مسينى رفت . در آنجا المنصور اسماعيل پيامش داد كه به قلوريه رود . حسن به جراجه [ 4 ] آمد ، در آنجا با روميان و سردغوس مصاف داد و منهزمشان ساخت و غنايم بسيار فراچنگ آورد . اين واقعه در روز عرفه سال 340 بود . آنگاه به جراجه آمد و آنجا را محاصره نمود تا پادشاه روم قسطنطين با او پيمان صلح بست . سپس به ريو [ 5 ] لشكر برد و در وسط شهر مسجدى بنا نمود و با روميان شرط كرد كه كس متعرض آن مسجد نشود و هر كس از اسيران كه بدان داخل گردد ايمن است . چون المنصور اسماعيل بمرد و پسرش ابو تميم معد المعز به جاى او نشست ، حسن به نزد او رفت و پسر خود احمد را به جاى خويش در صقليه نهاد . المعز فرمان داد كه قلعه‌هاى رومى را كه هنوز در صقليه باقى مانده‌اند بگشايد و به غزاى روم رود . او نيز برفت و طرمين و چند قلعهء ديگر را در سال 351 فتح كرد . مردم رمطه او را به زحمت افكنده بودند . به محاصرهء آن لشكر كشيد . چهل هزار سپاهى از قسطنطينيه به يارى مردم رمطه آمد . احمد بن الحسن از المعز لدين اللّه علوى يارى طلبيد ، او نيز سپاه و اموال همراه پدرش حسن برايش گسيل داشت . روميان نيز بيامدند و در مسينى فرود آمدند و به رمطه راندند . سپهسالار مسلمانان در محاصرهء رمطه حسن بن عمار بود و برادر زاده حسن . روميان گرد مسلمانان را گرفتند و مردم شهر نيز به مصاف بيرون آمدند . واقعه‌اى هولناك بود . مسلمانان دل بر هلاك نهادند و بر روميان حمله كردند و اسب سردارشان مانوئل [ 6 ] را پى كردند و جماعتى از سرداران رومى را كشتند . روميان منهزم شدند و مسلمانان از پى ايشان مىرفتند و كشتار مىكردند . در اين نبرد غنايم و اسيران بىحساب به چنگشان افتاد . سپس رمطه را به جنگ گشودند و هر چه در آن بود به غنيمت بردند . بقاياى لشكر روم از صقليه و جزيرهء ريو [ 7 ] با چند كشتى جان خود را از معركه به در بردند . امير احمد بن حسن كلبى با كشتيهاى خود از پى آنان روان شد و كشتيهايشان را به آتش كشيد و كثيرى از ايشان را بكشت . اين نبرد را « المجاز » گويند و در سال 354 اتفاق افتاد و در آن هزار تن از بزرگان و صد تن از سرداران رومى به اسارت در آمدند .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : سردغرس [ ( 2 ) ] متن : ابراجه [ ( 3 ) ] متن : قيشانه [ ( 4 ) ] متن : خراجه . [ ( 5 ) ] متن : ربو [ ( 6 ) ] متن : منويل [ ( 7 ) ] متن : رفق .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 296 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى