والى مصر نامه نوشت كه موسى بن نصير را به افريقيه فرستد . پدرش نصير از افراد حرس معاويه بود . عبد اللّه موسى را به افريقيه فرستاد ، موسى به قيروان آمد . صالح خليفهء حسان بن النعمان در قيروان بود و ديد كه بربرها طمع در بلاد اطراف بستهاند .
موسى بن نصير پسر خود عبد اللّه را از دريا به سوى جزيرهء ميورقه فرستاد ، او برفت و با غنايم و اسيران بسيار بيامد . سپس او را به جاى ديگر روان نمود و پسر ديگر خود مروان را به سوى ديگر گسيل داشت ، او نيز با غنايم و خيل اسيران باز گرديد . گويند خمس غنايم هفتاد هزار برده بود .
سپس موسى بن نصير خود به غزاى طنجه رفت و درعه را بگشود و صحراى تاناقللت را تسخير كرد ، آنگاه پسر خود را به سوس فرستاد ، بربرها به حكم او گردن نهادند . او از مصموديان گروگانهايى گرفت و به طنجه آورد . اين واقعه در سال 88 بود . موسى بن نصير ، طارق بن زياد الليثى را امارت سرزمينهاى مفتوحه داد و طارق قدم به خاك اندلس نهاد .
يوليان پادشاه غماره ، طارق را به گرفتن اندلس ترغيب نمود . فتح اندلس در سال 90 واقع شد . موسى بن نصير از پى طارق به اندلس راند و آن فتح را كامل نمود و ما خبر آن را آورديم . پس موسى به سوى شرق در حركت آمد و پسر خود عبد اللّه را در افريقيه نهاد و عبد العزيز پسر ديگر خود را در اندلس .
در اين احوال ، وليد بن عبد الملك بمرد و در سال 96 پسرش سليمان به خلافت نشست .
او بر موسى خشم گرفت و به زندانش افكند .
محمد بن يزيد
سليمان چون موسى بن نصير را به زندان كرد ، پسرش عبد اللّه را نيز از افريقيه عزل نمود و به جاى او محمد بن يزيد از موالى قريش را به آن سامان فرستاد . محمد بن يزيد تا پايان حيات سليمان در آنجا بود .
اسماعيل بن ابى المهاجر
پس از مرگ سليمان بن عبد الملك ، عمر بن عبد العزيز ، اسماعيل بن اسماعيل بن عبد اللّه - بن ابى المهاجر را امارت افريقيه داد . او مردى نيك سيرت بود و همهء بربرها در زمان او اسلام آوردند .
يزيد بن ابى مسلم
چون يزيد بن عبد الملك بن خلافت نشست ، يزيد بن ابى مسلم از موالى حجاج بن يوسف را امارت افريقيه داد . او در سال 101 به افريقيه رفت و با بربرها روشى ناپسند در پيش گرفت ،