تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
را كشمكش با بنى يغمراسن به خود سرگرم داشته بود ، تا در سال 701 جهان را بدرود گفت . او بود كه طاغيه را به نبرد در جزيرهء طريف بر انگيخت تا آنجا را به تصرف آورد و در همهء مدتى كه طريف در محاصره بود به سپاه او ساز و برگ و آذوقه مىرسانيد . اين ناحيه در سال 704 به دست مسيحيان افتاد . طريف پيش از اين پايگاه فرمانروايان مغرب بود و چون در تصرف طاغيه در آمد ، جاى مناسبى بود براى گماشتن ديده بانان و تحت نظر گرفتن جنگجويانى كه به قصد غزو و جهاد مىخواستند از دريا گذشته به اندلس در آيند . پس از محمد بن محمد بن يوسف پسرش محمد ملقب به المخلوع به امارت رسيد . او وزارت خود را به محمد بن محمد بن الحكم اللخمى داد ، كه از مشايخ رنده بود . چون به وزارت رسيد زمام امور امير را در دست گرفت و بر افكار و اعمال او چيره گرديد و چنان در اين امر بر او سخت گرفت كه برادرش ابو الجيوش نصر بن محمد عليه او قيام كرد و به قتلش آورد و برادر خود را در بند كرد . اين واقعه در سال 708 اتفاق افتاد . پدرشان سلطان فقيه ، رئيس ابو سعيد پسر عم خود اسماعيل بن نصر را امارت مالقه داده بود . مدت امارت او در آن ناحيه به درازا كشيده بود و او بود كه سبته را تصرف كرد و در عهد محمد المخلوع و به دعوت او بر بنى الغرفى آسيبى بزرگ رسانيد - كه در اخبار سبته و دولت بنى مرين بدان خواهيم پرداخت . همچنين سلطان فقيه محمد بن محمد دختر خود را به او داده بود و آن دو صاحب فرزندى به نام ابو الوليد اسماعيل شده بودند . چون ابو الجيوش نصر بن محمد ، غرناطه را در تصرف آورد ، در آنجا سيرت بد خويش آشكار نمود و خود و وزيرش ابن الحاج سخت به آزار مردم پرداختند . بنى ادريس بن عبد اللّه - بن عبد الحق كه در مالقه بر غازيان فرماندهى داشتند و در اين ايام رياستشان با عثمان بن - ابى المعلى بود ، ابو الوليد اسماعيل را بر انگيختند تا عليه ابو الجيوش نصر قيام كند و زمام امور را از دست او بستاند زيرا او خود مردى ناتوان بود و افزون بر اين به سبب ستمى كه بر خويش و بيگانه روا مىداشت همه از او رميده بودند . پس قصد بر انداختن او نمود . ابو - الجيوش نصر بن محمد را در بند نمودند و با ابو الوليد اسماعيل [ بن فرج ] بيعت كردند . رئيس ابو سعيد به سال 717 در مالقه شورش كرد و با سپاهى عازم غرناطه شد و سپاهيان ابو الجيوش نصر بن محمد را منهزم گردانيد . مردم شهر نيز بشوريدند و گرد ابو الجيوش را به گرفتند . ابو الجيوش به ناچار چنان مصالحه نمود كه از غرناطه به وادى آش رود . ابو الجيوش را به وادى آش رفت و در آنجا براى خود دولتى تشكيل داد تا سال 722 كه بمرد . ابو الوليد به غرناطه در آمد و براى خود و فرزندانش دولتى عظيم در كشورى پهناور بنيان نهاد . در سال 718 الفونسو پادشاه مسيحيان به غرناطه لشكر آورد . در اين نبرد بنى ابى - العلاء رشادتها نمودند ، همچنين حوادثى كه پديد آمد و مانع قتل او و همراهانش شد ، خود يكى از معجزات خداوندى است . او چند بار به تن خويش به سرزمين مسيحيان به قصد غزا با
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 246 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى