باز گردانيد . آنگاه او را با چند كشتى نزد طاغيه فرستاد . طاغيه با او ديدار كرد و وعده داد كه او را در كارش يارى دهد ، بدان شرط كه هر چه از دژهاى مسلمانان بگشايد از آن او باشد .
آنگاه آن پيمان در باب دژهاى گشود شده را بشكست . سلطان از او جدا گرديد و به ثغر مغربى از متصرفات بنى مرين پيوست و از آنجا در سال 765 به مالقه راند و آنجا را فتح كرد . رئيس محمد بن اسماعيل از غرناطه بگريخت و نزد طاغيه رفت .
ادريس بن عثمان شيخ غزاة در زندان او بود ولى پس از چندى از زندان بگريخت - چنان كه در اخبارشان آمده است . سلطان محمد با كسانى كه همراه او بودند در حركت آمد .
حاجب رئيس را نزد او آوردند ، فرمان قتلش را داد و نيز با او بسيارى از اوباش را كه در قتل حاجب شركت داشتند و از ديوار قصور سلطنتى بالا رفته بودند ، بكشت .
سلطان محمد وارد غرناطه شد و بر كشور خود استيلا يافت . شيخ غزاة يحيى بن عمر و پسرش عثمان را بر كشيد ولى پس از سالى هر دو را از نظر بيفكند و در زندان مطبق در المريه زندانى نمود و پس از چند سال تبعيدشان كرد . آنگاه يكى از وابستگان غزاة را ، يعنى على بن - بدر الدين بن محمد بن رحو را بر آنان امارت داد و چون او بمرد ، عبد الرحمان بن ابى يغلوسن را به جاى او نصب فرمود و خود را از سلطان ابو على بن محمد ، ملك مغرب برتر دانست .
سلطان محمد مخلوع در قصر الحمراء بر سرير عزت نشست و به نيروى مردان و ساز و برگ خويش بر طاغيه و مردم جليقيه و نيز ملوك مغرب كه اينك دولتشان روزگار پيرىاش را مىگذرانيد ، فخر فروشى آغاز نهاد .
اما مردم جليقيه بر پادشاه خود در سال 768 عصيان نمودند . سپس ميان پادشاه جليقيه و پادشاه برشلونه فتنهها و جنگها برخاست ؛ كه در اين جنگها مردم جليقيه خود را به يكسو كشيدند و بر پادشاه خود عصيان كردند و برادرش الفونسو را فرا خواندند ، چون بيامد با او بيعت كردند و همه به او پيوستند . پادشاه جليقيه به بلاد مسلمانان پناه برد و از سلطان محمد صاحب غرناطه خواست كه او را در برابر دشمنش يارى دهد . او نيز با او به بلاد الفونسو لشكر كشيد و بسيارى از دژهاى او را چون دژ جيان و ابِده و اثر و غير آن را بگشود و در كشور او در همه جا آشوب بر پا كرد و به قرطبه فرود آمد و نواحى آن را ويران نمود و پيروزمند و با غنايم بسيار باز گرديد .
پادشاه فرنگان بزرگ از ناحيهء شمال ، از آن سوى جزيرهء اندلس ، به يارى پادشاه جليقيه آمد . او صاحب جزيرهء انكبرده [ 1 ] بود نسر غالس ( ؟ ) نام داشت . پادشاه جليقيه كسانى را نزد او فرستاده و از او يارى خواسته بود و دختر خود را نيز به او داده بود . وى نيز جماعتى از امم فرنگ را به يارىاش فرستاد . الفونسو شكست خورد و پادشاه جليقيه سرزمينهاى از دست -
هامش
[ ( 1 ) ] متن : اركبلطره .