تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
دولت موحدين ، بزرگ اين خاندان يكى محمد بن يوسف بن نصر بود كه او را الشيخ مىخواندند و ديگر برادرش اسماعيل . اينان در آن ناحيه مردمى موجه بودند . چون دولت موحدين روى به ضعف نهاد ، شورشگران در اندلس از هر سوى سر برداشتند و برخى از حصنها در تصرف طاغيه در آمد . محمد بن يوسف بن هود در مرسيه قيام كرد و دعوت به بنى عباس را آغاز نهاد و بر شرق اندلس غلبه يافت ، محمد بن يوسف بن [ محمد بن احمد بن خميس النصرى معروف به ابن الاحمر ] علم طغيان عليه ابن هود بر افراشت . در سال 629 با ابن الاحمر بيعت كردند بدين شرط كه خطبه به نام امير ابو زكريا الحفصى صاحب افريقيه باشد . در سال 630 جيان و شريش نيز به اطاعت او در آمدند . او را الشيخ و ابو دبوس نيز خطاب مىكردند . در آغاز كار بر خويشاوندان نسبى خود بنى نصر و خويشاوندان سببىاش بنى اشقيلوله ، عبد اللّه و على متكى بود . سپس در سال 631 چون از سوى خليفهء بغداد ابن هود را منشور امارت آمد با او بيعت كرد . آنگاه ابو مروان الباجى به هنگام خروج ابن هود از اشبيليه و بازگشتش به مرسيه شورش نمود . محمد بن الاحمر با او طرح صلح افكند و دختر خود را به او داد . او نيز بپذيرفت و ابن - الاحمر در سال 632 به اشبيليه در آمد و پس از چندى ابو مروان الباجى را به قتل آورد . آنكه متصدى قتل او گرديد ، على بن اشقيلوله بود . مردم اشبيليه پس از يك ماه از محمد بن الاحمر رخ بر تافتند و بار ديگر ابن هود را به شهر خود فراخواندند و ابن الاحمر را از شهر راندند . ابن الاحمر در سال 635 به يارى مردم غرناطه بر شهر مستولى شد . آنگاه ابن ابى خالد به دعوت او در جيان [ 1 ] شورش كرد و چون با او بيعت خود را اعلام داشت ، ابو الحسن بن - اشقيلوله را به جيان فرستاد و خود نيز از پى او روان شد و در آنجا فرود آمد و پس از هلاكت ابن هود در آنجا استقرار يافت . در سال 639 با الرشيد بيعت نمود و المريه را از دست محمد بن - الرميمى بستد . مردم المريه در سال 635 [ 2 ] با او بيعت كردند . در اين احوال ابو عمرو بن الجد ، يحيى بن عبد الملك بن محمد الحافظ ابى بكر بن الجد شورش كرد و اشبيليه را بگرفت و با امير ابو زكريا بن حفص صاحب افريقيه در سال 643 بيعت نمود . امير ابو زكريا نيز اميرى به آن شهر فرستاد . پس از چندى زمام امور شهر را شغاف يكى از سران سپاه به دست گرفت . از ديگر سو دشمن بلاد مسلمانان و حصنهاى آنان را يكى پس از ديگرى مىبلعيد و اين پيشروى از سال 620 يا پيش از آن آغاز شده بود . صاحب برشلونه از فرزندان بطريقى بود كه فرنگان پس از گرفتن برشلونه از دست عرب بر آن گمارده بودند و خايمه [ 3 ] نام داشت ، پس از آنكه مدتى روى در ناتوانى نهاده بود اينك تن و توشى
هامش
[ ( 1 ) ] متن : حيان [ ( 2 ) ] متن : 663 [ ( 3 ) ] متن : خاقمه .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 243 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى