تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
بود ، مرا خبر داد كه فهرستهايى كه در آنها نام كتابها نوشته شده بود چهل و چهار بود و هر فهرستى پنجاه [ 1 ] ورق داشت كه تنها نام ديوانهاى شعر در آنها آمده بود . ابو على القالى صاحب كتاب امالى از بغداد نزد او آمد . حكم او را گرامى داشت و مقامى ارجمند ارزانى نمود . ابو على نيز به تعليم پرداخت و مردم اندلس را از علم خويش بهره‌مند ساخت . يكى از دلايل شوق او به گرد آورى كتاب مالى بود كه در اختيار بازرگانان مىگذاشت تا در هر جا كتابى ديدند بخرند و به اندلس بياورند . از جمله به طلب كتاب اغانى نزد مصنف آن ابو الفرج اصفهانى كس فرستاد و اين مرد نسب به بنى اميه مىرسانيد . حكم براى او هزار دينار زر خالص روانه داشت . او نيز پيش از آنكه نسخه‌اى از كتاب خود را به عراق بفرستد به اندلس فرستاد . با قاضى ابو بكر الابهرى المالكى در شرحى كه بر مختصر ابن عبد الحكم نوشته بود ، نيز چنين معامله‌اى كرد . حكم كسانى را كه در صنعت استنساخ مهارتى داشتند در سراى خود گرد آورد تا به استنساخ كتب پردازند ، نيز كسانى را كه در ضبط و تجليد استاد بودند به كار گمارد . اينها سبب شدند كه در خزائن او كتابهايى فراهم آيد كه نه پيش از او كسى را بوده است و نه پس از او كس همانند آن را داشت . آرى از الناصر عباسى پسر مستضيء نيز چنين حكايت مىكنند . اين كتابها همچنان در قصر قرطبه بودند تا آنگاه كه بيشتر آنها را به هنگام محاصرهء بربر فروختند . حاجب واضح ، از موالى منصور بن ابى عامر فرمان داد تا آنها را بفروشند و آنچه باقى مانده بود به هنگام ورود بربر به قرطبه به غارت رفت و ما پس از اين بدان اشارت خواهيم كرد .

امارت هشام المؤيد بن الحكم

حكم المستنصر بيمار و بسترى گرديد و همچنان ببود تا در سال 366 پس از شانزده سال كه از خلافتش رفته بود بمرد . پس از او پسرش هشام كه هنوز به تكليف نرسيده بود به خلافت نشست . حكم در زمان حيات خويش ، [ محمد ] ابن ابى عامر [ ملقب به المنصور ] را كه منصب قضا داشت به وزارت او گماشته بود و تمامت كارهاى هشام به دست او سپرده بود و اين امر سبب شده بود كه منصور قدرت و توانى شگرف گيرد . چون حكم در گذشت با هشام بيعت كردند و او را المؤيد لقب دادند و در همان شب [ مغيره ] برادر حكم كه نامزد امر خلافت بود كشته شد . او را محمد بن ابى عامر به قتل آورد . اين قتل با همدستى جعفر بن عثمان المصحفى حاجب حكم و غالب غلام او صاحب شهر سالم و نيز چند تن از خواجه سرايان و رؤساى آنان از جمله فائق و جؤذر [ 2 ] انجام گرفت .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بيست [ ( 2 ) ] متن : جودر .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 211 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى