خوردنى بود به غنيمت برد و خلق بىشمارى را برده ساخت .
در سال 354 غالب به بلاد البه لشكر كشيد . يحيى بن محمد التجيبى و قاسم بن مطرف بن ذى النون نيز با او بودند ، حصن غرماج را بگرفت و سراسر بلادشان را زير پى سپرد و بازگشت .
در اين سال كشتيهاى مجوس ( نرمانها - وايكينگ ) در درياى بزرگ آشكار گرديد .
اينان در سرزمين اشبونه [ 1 ] فساد كردند و مردم با آنان به جنگ برخاستند تا كشتيهايشان باز گرديد .
حكم براى نگهبانى سواحل سردارانى گماشت . سردار سپاه دريايى خود عبد اللّه بن رماحس [ 2 ] را فرمان داد به تعجيل كشتىها را در حركت آورد . در اين احوال خبر رسيد كه سپاهيان او در سواحل از هر سو كه رفتهاند پيروزيهايى به چنگ آوردهاند . آنگاه هيأتى از جانب اردونيو پسر الفونسو ، پادشاه جليقيه برسيد . و اين بدان سبب بود كه عبد الرحمان الناصر كمى پيش از وفاتش ، سانچو [ اول ] پادشاه ليون پسر اردونيو [ سوم ] را به مال و سپاه يارى داده و او بار ديگر تخت پادشاهى خويش به دست آورده بود و پسر عمش اردونيو [ چهارم ] كه با او منازعه مىداشت گريخته بود . خليفه در برابر اين يارى ، از او خواسته بود كه مسيحيان برخى از دژهاى خود را در آن ، حدود ويران سازند و تعدادى ديگر از دژهاى خود را به مسلمانان واگذارند . چون الناصر بمرد ، پس از كوتاه مدتى سانچو عهد بشكست و نيز قشتاله كه در آن روزگار از ولايات ليون بود مىخواست كشورى مستقل گردد . بدين سبب زعيم آن كنت فرنان بر سانچو شوريده و خود را امير قشتاله خوانده بود و بر سرزمينهاى مسلمانان حمله و هجوم مىآورد . حكم نيز در برابر او به پايدارى پرداخت و به واليان و سرداران بلاد نوشت كه نبرد او را آماده باشند . اردونيو [ چهارم ] پادشاه مخلوع نزد حكم آمد تا حكم او را يارى دهد و بتواند تخت سلطنت خود را از سانچو بازستاند .
ابن حيان نيز آن را چون روزهاى ديگرى كه هيأتها مىآمدهاند وصف كرده است .
چون ديدار حاصل گرديد ، حكم را وعده داد كه عليه دشمن يارىاش كند و بر او خلعت پوشانيد و با او پيمان بست كه به خلاف اسلام برنخيزد .
او نيز فرزند خود گارسيا را نزد حكم گروگان نهاد و هداياى گرانبهايى را كه آورده بود تقديم حكم و ياران او نمود . به هنگام بازگشت وجوه نصاراى اهل ذمه كه در قرطبه بودند چون وليد بن مغيث القاضى و اصبغ بن عبد اللّه بن نبيل الجاثليق و عبد اللّه بن قاسم مطران طليطله با او همراه شدند ، تا پيمان هر چه استوارتر گردد و گروگانها را بستانند . و اين واقعه در سال
هامش
[ ( 1 ) ] متن : اخشنبونه
[ ( 2 ) ] متن : عبد الرحمان بن رماجس .