تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
جاى او را بگرفت . او نيز سيرت پدر پيش گرفت و پس از هفت سال كه از حكومتش گذشته بود در سال 397 به دست برادر خود عبد الرحمان مسموم شد . ] [ 1 ]

عبد الرحمان بن المنصور ملقب به الناصر

چون المظفر بمرد برادرش عبد الرحمان جاى او را بگرفت . او را الناصر لدين اللّه لقب دادند . او نيز چون پدرش در محدود كردن خليفه هشام بن الحكم جدى بليغ داشت ، چنان كه در ايام او نيز هشام محجور مىزيست و عبد الرحمان بر او فرمان مىراند ؛ تا روزى بدين خيال افتاد تا بقاياى رسوم خلافت را نيز خود فرا چنگ آورد . اين بود كه از هشام المؤيد خواست كه او را وليعهد خود سازد . هشام نيز اجابت كرد و بزرگان ملك و ارباب شورى و حل و عقد را حاضر آورد . آن روز نيز روزى فراموش ناشدنى بود ، و فرمان ولايت‌عهدى عبد الرحمان بن المنصور را به انشاء ابو حفص [ احمد ] بن برد بنوشت بدين مضمون : « اين است فرمان هشام المؤيد باللّه امير المؤمنين به همهء مردم كه پس از امعان نظر و مشورت و استخارت چنان ديد كه امر خلافت را پس از خود به كسى واگذارد كه هر گاه حوادثى پديد آمد رخنه و خللى در اركان ملك حاصل نيايد ، پس به دور و نزديك نگريست هيچ كس را جهت تفويض اين امر مهم شايسته‌تر از ابو المطرف [ 2 ] عبد الرحمان بن المنصور محمد بن ابى عامر نيافت . خداوند او را توفيق عنايت كند ؛ زيرا امير المؤمنين بارها در مصائب و مشكلات او را آزموده و وى را سخت استوار يافته است . همچنين به انجام كارهاى نيك موفق و پيروزمند ديده است چونان پدرش المنصور و برادرش المظفر . همچنين امير المؤمنين مىداند كه او مردى از قحطان است و از عبد اللّه بن عمرو بن العاص و ابو هريره روايت شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : قيامت بر پاى نخواهد شد تا آن هنگام كه مردى از قحطان ظهور كند و مردم را به چوبدستى خويش هر جا كه خواهد براند . از اين رو امور خلافت را به او وامىگذارد و خود به خدا و پيامبر خدا و خلفاى راشدين سوگند مىخورد كه آن بيعت ديگرگون نكند و خدا و فرشتگان را نيز بر اين محضر به شهادت مىگيرد . » اين امر در ماه ربيع الاول سال 398 واقع گرديد . آنگاه وزرا و قضات و ديگر مردم شهادت خود را به خط خويش در ذيل آن نوشتند و از آن پس عبد الرحمان را وليعهد خواندند . اين امر رجال دولت و خاندان خلافت را به خشم آورد و سبب مرگ عبد الرحمان و انقراض دولت او و قومش گرديد . و اللّه وارث الارض و من عليها .

شورش المهدى و كشته شدن عبد الرحمان بن المنصور و انقراض دولتشان

چون مقام ولايت‌عهدى عبد الرحمان بن المنصور را مسلم شد ، بنى اميه و قرشيان
هامش
[ ( 1 ) ] ميان دو قلاب از متن افتاده بود . از ابن اثير افزوديم [ ( 2 ) ] متن : ابو المظفر .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 214 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى