ترك زورمند شده بر آنان حكم مىراندند و به او خبر رسيد المقتدر باللّه در سال 320 [ 1 ] به دست مونس خادم كشته شده است .
امير عبد الرحمان بن محمد خود را به القاب خلفا ملقب نمود و بسيارى از اوقات خود به تن خويش به غزو و جهاد بن دار الحرب مىرفت . و هر ساله به صائفه ( جنگهاى تابستانى ) مىرفت و سرزمينهايى را كه تا آن زمان پاى مسلمانان به آنجا نرسيده بود زير پى مىسپرد . امتهاى نصرانى از آن سوى مرزها او را تأييد كردند و رسولان خود را هدايايى از روم و قسطنطينيه روانه داشتند و دم از آشتى زدند . ملوك جليقيه از مردم جزيرهء اندلس چون قشتاله يا كاستيل و بنبلونه و ديگر ثغرها دست موافقت به او دادند و در رضامندى خاطرش كوشيدند .
امير عبد الرحمان به اين سوى دريا نيز دستاندازى كرد و سبته را در سال 317 از مردمش بستد . آل ادريس اميران ساحل مغرب و ملوك زناته كه از بربر بودند فرمانش را پذيرا آمدند و بسيارى از ايشان - چنان كه در اخبارشان خواهيم آورد - از دريا گذشتند و به نزد او رفتند .
در آغاز امارتش از بار خراج رعايا فرو كاست و موسى بن محمد بن حدير [ 2 ] را حاجب خويش گردانيد . همچنين عبد الملك بن جهور بن عبد الملك بن جوهر و احمد بن عبد الملك بن شهيد [ 3 ] را وزارت خويش داد و او هديهء مشهور خود را كه از انواع نفائس بود تقديم امير نمود .
ابن حيان و ديگران از اين نفائس نام بردهاند و آن حكايت از عظمت دولت اموى و اتساع احوال آن دارد . و صورت آن چنين است : پانصد مثقال [ 4 ] طلاى خالص و چهارصد رطل خاكه طلا و چهل هزار دينار زر مسكوك ، و دويست بدره شمشهاى سيم و دوازده رطل عود هندى كه چون شمع مىتوانستند بر آنها مهر نهند ، و صد و هشتاد رطل عود صمغى اعلا و صد رطل منقى و صد اوقيه مشك بويا از نيكوترين انواع آن و پانصد اوقيه عنبر اشهب از نيكوترين انواع آن بطور طبيعى نه مصنوع و تنها يك قطعه آن كه گرد و شكلى عجيب داشت صد اوقيه وزن داشت و سيصد اوقيه كافور بويا ، و سى طاقه حرير گلدار و زركش در رنگهاى مختلف و بافتهاى گوناگون در خور لباس خلفا . ده عدد پوست از بهترين پوستهاى فنك خراسانى و شش پردهسراى عراقى و چهل و هشت ملحفهء بغدادى از حرير وزر براى آرايش اسبها و ده كيسه كه در هر كيسه صد پوست سمور بود و چهار هزار رطل ابريشم رشته و هزار رطل ابريشم آماده براى رشتن و سى قالى پشمين و صد قطعه مصلى از انواع فرشها و از انواع سلاح و ساز و برگ ، هشتصد قطعه آلات زينتى سبك جهت روزهاى خروج موكب و موكب -
هامش
[ ( 1 ) ] متن : 327
[ ( 2 ) ] متن : يحيى .
[ ( 3 ) ] متن : سعد .
[ ( 4 ) ] متن : پانصد هزار .